رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي.
با اجازۀ شما امروز مقداري اظهار ارادت کنيم خدمت حضرت زهرا «سلاماللهعليها»، و از طرف شما هم از حضرت زهرا ميخواهم نظر لطفي به جلسه عنايت کنند و انشاء الله همۀ عاقبت بخير شويم.
حضرت زهرا «سلاماللهعليها» دو بحث دارند که در اين جلسۀ مقدس من به هر دو بحث اشاره ميکنم.
يکي راجع به فضيلت حضرت زهراست. معلوم است که هرچه از فضيلت حضرت زهرا بگوييم، قطرهاي از درياست. اين آيۀ شريفه تطبيق به حضرت زهرا هم شده است: (لو أن ما في الأرض من شجرة أقلام و البحر يمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله). فرمودند جدّهام زهرا و البته همۀ آنها، لذا هرچه بگوييم قطره از درياي فضيلت است. اما حضرت زهرا يک خصوصياتي دارد که سايرين ندارند و از جمله خصوصيات اين مصحف زهراست که يک افتخار براي ائمۀ طاهرين «سلاماللهعليهم» است و اينطور که درروايت هست مصحف بزرگ و به اندازۀ قرآن است و در نزد آقا امام زمان است و در وقتي که ايشان بيايند، ظاهر ميشود. من عقيده دارم قانون اساسي در زمان حکومت اهل بيت، مصحف است. بالاخره به خاطر تسلّي حضرت زهراست و همينطور که جبرئيل از طرف خدا بر پيغمبر نازل ميشد و قرآن را ميآورد و کاتب وحي اميرالمؤمنين بودند، براي حضرت زهرا نيز همينطور است. جبرئيل از طرف خدا نازل ميشد و آيات مصحف را ميآورد و مولا اميرالمؤمنين علي «سلاماللهعليه» مينوشتند. ما اگر از همۀ فضائل صرف نظر کنيم، اين فضيلت مختص به حضرت زهراست و بايد بگوييم به همۀ فضائل ارزش دارد و يا لاأقل مقدم بر همۀ فضائل است.
مسئلۀ دوم راجع به سيرۀ حضرت زهراست که اين سيرۀ حضرت زهرا الان منسوخ است و اگر حضرت زهرا نفرين کند و آنگاه شما ميدانيد که با نفرين حضرت زهرا چه بايد کرد. البته حضرت زهرا از نظر عفت و عصمت خيلي بالا بود.
اين قضيه که صاحب وسائل در جلد دوم وسائل نقل ميکنند و صاحب اسدالغابه در تاريخش نقل ميکند که اسدالغابه در ميان تواريخ، بهترين تاريخ است، اما صاحب اسدالغابه سني است. او هم اين قضيه را نقل ميکند که فضۀ خادمه ميگويد دو سه روز قبل از مرگ حضرت زهرا، ايشان را ناراحت ديدند. سؤال کردند و حضرت فرمودند من ميميرم و مرا تشييع جنازه ميکنند و مردم عقب جنازۀ من هستند و حجم بدن مرا ميبينند که صاحب وسائل ميفرمايد فضۀ خادمه تختي آورد و تخت را وارونه کرد و چند ترکه اين طرف و آن طرف آن گذاشت و چادري روي آن انداخت و اين يک عماري شد و گفت در ايران وقتي بزرگان مردند، آنها را در عماري ميگذارند و ما هم شما را در عماري ميگذاريم. حضرت زهرا يک تبسمي کردند و خوشحال شدند از اينکه حجم بدنشان را نامحرم نبيند. تا اينجا را صاحب وسائل نقل کرده است و اما اسدالغابه يک جمله اضافه کرده و ميگويد اميرالمؤمنين «سلاماللهعليه» به اين روايت عمل کردند. براي اينکه بنا شد حضرت زهرا را در شب غسل و کفن کنند و در شب دفن کنند و زهراي مرضيه خيلي داغ فرمودند و سياست اسلام اقتضاء ميکرد که ايشان را در شب دفن کنند، مسئله سالبه به انتفاع موضوع شد و اما اسدالغابه ميگويد اميرالمؤمنين به اين وصيت عمل کردند. در وقتي که زهراي مرضيه را غسل دادند و کفن کردند، در اين عماري گذاشتند و اماري را روي سر گذاشتند و تا لب قبر آوردند.
نظيرش آمدن در مسجد بود. وقتي ولايت در مخاطره واقع شد و در مقابل ولايت، حضرت زهرا را کتک زدند و محسن سقط شد، بالاخره حضرت زهرا به مسجد آمدند. خطبهاي خواندند که خطبۀ عجيبي است و دوش به دوش نهج البلاغه رفته و در ميان سنيها و شيعه و هم در ميان روشنفکران و هم در ميان فضلا جا باز کرده است. حضرت زهرا خطبه خواندند و همۀ کساني که خطبه را نقل کردند، از سني و شيعه ميگويند حضرت زهرا با مقنعه و چادر تا روي پا و دستور دادند چند زن از قوم و خويش در اطراف حضرت زهرا آمدند و حضرت زهرا خيلي آرام به مسجد آمدند تا چادرشان عقب نرود و به مجرد اينکه به مسجد آمدند، چادري بين زن و مرد کشيدند و حضرت زهرا آن خطبۀ کذايي را خواندند. خطبه خيلي بالاست، به اندازهاي که ابي بکر شروع به گريه کرد و اما تقصير را به گردن مردم گذاشت و گفت يا بنت رسول الله! هرچه ميگويي درست است اما اين مردم جمع شدند و مرا خليفه کردند و با اين حرفهاي نادرست خودش را تبرعه کرد و اما آنچه دل حضرت زهرا را خيلي به درد آورد، يک نفر از اينها نه، نگفتند که زهراي مرضيه رو به قبر رسول الله نمودند و شکايت مردم را به رسول الله کردند. آن روايتي هم که باز هم سني نقل کرده و هم شيعه نقل کرده و دو سه نوع هست اما يک محتوا دارد و شايد رسول الله دو سه مرتبه فرموده باشند که بهترين زنها، کسي است که نامحرم را نبيند و نامحرم او را نبيند و در بعضي از روايات هم داريم که بهترين حالات براي زن آنست که نامحرم را نبيند و نامحرم نيز او را نبيند. خيال نکنيد که اينها مشکل است بلکه ما مشکل کرديم. ما اهل علم، بايد بيش از اينها در جمهوري اسلامي روي حجاب پافشاري کرده باشيم و اما نکرديم و الاّ مشکل نيست. آقاي هاشمي رفسنجاني چند روز قبل يک مقاله ارائه دادند که در اين مقاله ميفرمايد من رو به روي زن حضرت امام نشدم در حالي که چندين سال با هم همسايه بوديم، مگر در وقتي که حضرت امام از دنيا رفتند، ما ميخواستيم به زنها بگوييم که گريه نکنند و تا فردا يا پس فردا مشهور نشود و من خدمت آن خانم رفتم و با ايشان روبرو شدم و صحبت کردم. احمد آقا به من ميگفت حضرت امام راضي نبودند که خانم با حاج عيسي خيلي صحبت کند و فقط به اندازۀ ضرورت. احمد آقا ميگفتند حاج پسنديده که ميآمدند، بايد پشت پرده باشند. ما آخوندها هم همينطور بوديم و اما الان خراب شده است. و الاّ در زمان طاغوت همينطور بوده است. زنهاي آخوندها و متدينها همينطور بودند. يکي از بزرگان راجع به پدر آقاي سيستاني نقل ميکرد. پدر آقاي سيستاني از علماي بزرگ مشهد بودند. ايشان دلشان هواي امام زمان را کرده بود و نذر کرده بود چهل مسجد و چهل نماز آقا امام زمان بخواند و خدمت آقا امام زمان برسد. داماد ايشان آقاي سيدان براي من نقل کرد و گفت روز چهلم کسي آمد و گفت آقا امام زمان دم در خانه هستند و شما را ميخواهد. ميگويد من رفتم و اقا امام زمان به من يک جمله فرمودند که من آمدم تا نماز اين خانم را بخوانم و اين خانم هفت سال از خانه بيرون نيامد،براي حفظ حجاب و چادرش.
اين عفت حضرت زهرا و اين چادر حضرت زهرا و اينکه خيرالنساء يا خير حالات النساء أن لا تر الرجل و لا يرالرجل أياها. ما بايد به اندازهاي که ميشود متابعت کنيم و اين فساد اخلاقي الان،حتماً حضرت زهرا را ناراحت کرده است. رسانهها و مخصوصاً تلويزيون کولاک ميکند و اگر به آن ميگفتند بي عفتي کن،بيش از اين نميتوانست و زنهاي بي حجاب را در فيلمها ميآورد. امروز صبح از دور ديدم که زنهاي سربرهنۀ بزک کرده عجيب و غريبي را نشان ميداد و نميدانم شرقي بودند يا غربي بودند.
در زمان ما در قم زنهاي همۀ طلبهها پوشيه داشتند و اما در اينجا نميتوان به زنها گفت پوشيه بگذاريد. روز به روز هم بدتر ميشود. بيست آيه راجع به حجاب هست. (يا اَيها النَّبي قُل لاَزوَاجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ المُومِنينَ يدنِينَ عَليهِنَّ مِن جَلابيبهنّ). آيه ميگويد وقار خانم به چادر است و چادر سر کند و خوب روي خود را بگيرد. آيۀ شريفه به خوبي دلالت دارد که هم چادر ميخواهد و هم روگرفتن ميخواهد و شخصيت و وقار زن به اينست. و ما حضرت زهرا را دوست داريم و در اين باره حرفي نيست. حتي در سيزدهم خيليها سياه پوش بودند و به ديد و بازديد نرفتند. ما در سر عشق اهل بيت را دوست داريم و شعارهاي خوبي نيز داريم. الان يک طلبه به من گفت که طلبهاي روي منبر گفته وقتي صلوات ميفرستيد بگوييد «ياعلي». بايد بگوييم اين کار صوفيها ربطي به تو ندارد. کدام مرجع در کدام رساله اين را نوشته است. و همين چيزهاي جزئي است که کم کم کلي ميشود. علي کل حالٍ شعار ما خوب است. لاأقل الحمدلله «أشهد ان علياً ولي الله» هست و به راستي شعار مردم خوب است اما دين ناقص است. زيرا دين عمل ميخواهد. ششصد جا در قرآن هست که (يا أيها الذين آمنوا و عملوا الصالحات). يعني با ايمان و عمل صالح، شيعه ميشود و الاّ اگر عمل صالح نباشد، اسلام ناقص است. من از حضرت زهرا دو سه روايت ديدم که ايمان يکي اعتقاد دل و يکي گفتن دل و يکي هم عمل بر طبق اعتقاد است. (ومن يُطع الله والرّسول فأُولئک مع الّذين أنعم الله عليهم من النّبيّين و الصديقين والشهداء والصالحين و حسن اولئک رفيقا). اول و من يطع الله والرسول و بعد اولئک مع الذين با زهرا و بدون عمل نميشود. و اين فساد اخلاقي ما از همين بي حجابي ما سرچشمه گرفته است. همه کوتاه آمديم، هم دولت و هم ملت و هم روحانيت کوتاه آمديم تا به اينجا رسيده است. و الان وضع حجاب در خيابانها مثل غربيهاست. غربيها بزک و اين اطوارها را ندارند و لچکي بر سر ندارند و اما دخترها و زنهاي اينجا اين لچک را دارند اما سر تا پا بزک و اطوار دارند. همه جا همينطور شده است به نام حجاب اسلامي. آيا حجاب اسلام اينست؟!
حجاب اسلام، چادر زهراست. اين يک سنتي از حضرت زهراست که خيلي هم بالاست.
يک سيرهاي هم در حضرت زهرا هست و آن هم خيلي بالاست و ساده زيستي حضرت زهراست که اين هم حتي در بين ما آخوندها از بين رفته است.
حضرت زهرا «سلاماللهعليها» در مدت عمرشان يک شاهي از وجوهات مصرف نکردند. حتي فدک که از حضرت زهراست و من خيال ميکنم فدک از حضرت خديجه بوده و يهوديها در شعب ابي طالب جمع کردند و بعد آيه آمد که الان که خيبر را گرفتيد، (و آت ذي القربي حقه) و فدک را به حضرت زهرا دادند. اما در هيچ جا نداريم، چه در بين سني و چه شيعه که حضرت زهرا از اين فدک استفاده کرده باشد.
اميرالمؤمنين حسابي کار ميکرد. چنانچه بعد از اينکه خانه نشين شد و حضرت زهرا را از دست داد، در اين بيست و پنجاه سال، بيست و شش مزرعه را آباد کرد. البته همۀ آنها را براي تقويت اسلام وقف کرد. بسيار کار ميکرد و در زمان پيغمبر اکرم اگر جنگ نبود، حسابي کار ميکرد و پول ميگرفت و صرف خانه مينمود.
حضرت زهرا نيز به همان مقدار ميساخت. چيزهاي عجيبي در روايات ما و در تاريخ سني و شيعه هست که اگر بخواهيم آنها را نقل کنيم، شايد جسارتي باشد در ساده زيستي حضرت زهرا. بله، از همۀ اين روايتها معلوم ميشود که نحوۀ زندگي حضرت زهرا چگونه بوده است.
و اما جهيزيۀ حضرت زهرا را هم سني و هم شيعه مينويسند. مهريۀ حضرت زهرا پانصد درهم بود. پيغمبر اين پانصد درهم را گرفتند و اميرالمؤمنين زره را فروخت و يک جهيزيه و يک وليمه دادند. جهيزيه هفده قلم بود که شصت و سه درهم شد. وقتي جهيزيه را پهن کردند و پيغمبر را خواستند. وقتي پيغمبر نگاه کردند،گريۀ شوق کردند و فرمودند خدايا مبارک کن اين جهيزيه که قالب آن از گِل است. يک پيراهن نيز در جهيزيه بود که سنيها ميگويند در همان شب که هنوز عروسي نکرده بود و شيعه ميگويد در شبي که به منزل داماد ميرفت، يک گدايي آمد و از حضرت زهرا چيزي خواست و حضرت زهرا پيراهن را به او داد. صبح وقتي پيغمبر آمدند و ديدند پيراهن نيست و همان پيراهن کهنه را به تن دارند. پرسيدند پيراهن چه شد؟ حضرت فرمودند پيراهن را به فقير دادم. فرمودند چرا همان پيراهن کهنه را ندادي؟ حضرت فرمودند: زيرا قرآن ميگويد: (لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ).
سورۀ هل أتي خيلي مهم است و تمام سوره براي يک آيه است: (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ مِسْكِينًا وَ يَتِيمًا وَ أَسِيرًا ¤ إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّـهِ لَا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَ لَا شُكُورًا)، همۀ آيه مربوط به اين آيۀ شريفه است. لذا ميگويند آيۀ شريفه مربوط به حضرت زهراست. که ظاهراً در يک شب اتفاق افتاده است. حضرت زهرا نذري داشتند و ميخواستند به نذر ادا کنند و با فضۀ خادمه شش نفر بودند و ظاهراً شب کار حضرت زهرا بوده است و حضرت زهرا همانطور که پيغمبر فرمودند کار خانه را قسمت کرده بودند و يک شب حضرت زهرا و يک شب فضه کار ميکرده است. آن شب حضرت زهرا شش نان تهيه کرد. و بالاخره (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ) يعني اينها روزه بودند و تمايل به نان داشتند و نان را به مسکين دادند و دوباره حضرت زهرا ناني پختند و به يتيمي دادند و بعد يک بار هم به اسير دادند و بعد بلغوري در خانه نبود و با آب افطار کردند و فرداي آن شب سورۀ هل أتي نازل شد.
همۀ سنيها و شيعيان گفتند اگر حضرت زهرا ميخواست بهترين زندگي را کند، ميتوانست. هم خدا و هم پيغمبر راضي بود و همه راضي بودند که بهترين زندگيها براي حضرت زهرا باشد، اما اين سيرۀ ساده زيستي را داشتند.
در نامهاي به پدر آمده که اين احمدآقا يک شاهي از وجوهات خرج نکرد و هرچه هست از من است و من هم در مدت عمرم يک شاهي از وجوهات صرف نکردم. آقاي قرحي به من ميگفت وقتي از بيروني به اندروني نامه مينوشتم، روي کاغذ باطله مينوشتم. يک بار کاغذ باطله نبود و روي کاغذ سفيد نوشتم. حضرت امام پاي کاغذ سفيد نوشتند که اين حرف را در کاغذ باطله نيز ميتوان نوشت، چرا بيت المال صرف کاغذ سفيد شده است. آقاي قرحي ميگفتند يک ماه شهريۀ احمد آقا دوبرابر شد و زن ايشان مريض شد و شهريه دو برابر شد. وقتي ليست را در نجف خدمت حضرت امام داديم. حضرت امام اولين چيزي که براي من نوشتند، همين بود که چرا شهريۀ احمد آقا دوبرابر شده است. پس نگوييد که نميشود، بلکه نميخواهيم. و الاّ نميدانم و نميشود و نميتوانم در قاموس ما و مخصوصاً در قاموس ما طلبهها راه ندارد.
حال اين آيه را تکرار کنم که اين آيه هم از امام هادي «سلاماللهعليه» و هم امام باقر و هم امام موسي بن جعفر «سلاماللهعليهم» است: (لو أن ما في الأرض من شجرة أقلام و البحر يمده من بعده سبعة أبحر ما نفدت كلمات الله).
خدايا! چه افراد خوبي داريم که بايد تا سرحد عشق علاوه بر اينکه آنها را دوست داريم و شعار عشق داشته باشيم، بايد شعار عمل داشته باشيم و همانطور که قرآن ميفرمايد (من يطع الله والرسول)، خدايا! اطاعت در اين حالات را به همۀ ما و مخصوصاً به ما طلبهها عنايت بفرما.
و صلّي الله علي محمد و آل محمد