درس خارج فقه آیت الله مکارم

کتاب الحج

92/08/29

بسم الله الرحمن الرحیم

بحث اخلاقي:
در اين بحث اخلاقي به حديثي از امام هادي عليه السلام در مورد فضيلت نماز شب اشاره مي کنيم:
مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ الْأَشْعَرِيِّ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْبَغْدَادِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ شَمُّونٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ النَّوْفَلِيِّ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ الْعَبْدَ لَيَقُومُ فِي اللَّيْلِ فَيَمِيلُ بِهِ النُّعَاسُ يَمِيناً وَ شِمَالًا وَ قَدْ وَقَعَ ذَقَنُهُ عَلَى صَدْرِهِ فَيَأْمُرُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَبْوَابَ السَّمَاءِ فَتُفَتَّحُ ثُمَّ يَقُولُ لِمَلَائِكَتِهِ انْظُرُوا إِلَى عَبْدِي مَا يُصِيبُهُ فِي التَّقَرُّبِ إِلَيَّ بِمَا لَمْ أَفْرِضْ عَلَيْهِ رَاجِياً مِنِّي لِثَلَاثِ خِصَالٍ ذَنْباً أَغْفِرُهُ أَوْ تَوْبَةً أُجَدِّدُهَا أَوْ رِزْقاً أَزِيدُهُ فِيهِ أُشْهِدُكُمْ مَلَائِكَتِي أَنِّي قَدْ جَمَعْتُهُنَّ لَهُ  [1] [2]
امام عليه السلام در اين حديث مي فرمايد: گاهي بعضي از مؤمنان آخر شب براي عبادت از خواب بر مي خيزند. در اين حال خواب آلود مي شوند و سرشان پائين مي آيد به گونه اي که چانه اشان روي سينه قرار مي گيرد. خداوند در اين حال به به درهاي آسمان فرمان مي دهد تا باز شوند سپس به فرشتگان مي فرمايد: به بنده ي من نگاه کنيد و به اين حالتي که براي تقرب به من پيدا کرده است آن هم با چيزي که بر او واجب نکرده ام. او اين کار را مي کند و از من سه تقاضا دارد: گناهاني داشته و مي خواهد آنها را بيامرزم، توبه اي را مي خواهد تجديد کند و از من مي خواهد به سوي او باز گردم و روزي اي از من مي خواهد و تقاضا دارد آن را زياد کنم. من هم شما اي فرشتگان را گواه مي گيرم که من هر سه حاجتش را برآورده کرده ام.
اين در حالي است که او هنوز نمازي را نخوانده است فقط بيدار شده است و در حال خواب آلودگي تصميم به خواندن نماز دارد با اين حال همين قصد کافي است که خداوند آن حاجات را برآورده کند.
تمام کساني که راه سير و سلوک و راه تقرب الي الله را پيموده اند مي گويند: مسير اصلي، مسير نماز شب مي باشد.
در قرآن نيز آمده است که خداوند خطاب به رسول خدا (ص) مي فرمايد: وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى‏ أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً
[3]
يعني رسيدن به مقام محمود در گرو خواندن نماز شب است.
انسان در آن حال تنهاست و هيچ گونه احتمال رياکاري وجود ندارد.
استراحتي کرده است و بعد از استراحت آمادگي بيشتري دارد.
در آن حال نه ارباب رجوعي هست نه تماسي و حواس انسان جمع است.
به همين دليل نماز شب مي تواند منشأ قرب الي الله شود. جواناني هستند که از ما سؤال مي کنند ذکري به آنها ياد دهيم و يا استادي را به آنها معرفي کنيم. به آنها مي گوييم: احتياجي به اين کارها نيست اگر انسان پاک باشد و اهل نماز شب باشد مطابق اين روايت آنچه مي خواهد را مي تواند از خداوند بگيرد.
اگر انسان مخصوصا مي خواهند دامانشان از معاصي پاک شود بهتر است لا اقل در هفته يک يا دو شب نماز شب بخوانند. براي تسهيل اين کار بايد شب غذاهاي سبک خورد و زودتر خوابيد تا بتوان شب بيدار شد. اهل علم بايد به انجام اين کار استمرار داشته باشند.
اين نکته را نيز اضافه مي کنيم که گاه تصور مي کنند که بايد تشريفات مخصوص نماز شب را حتما انجام دهند مثلا هفتاد مؤمن را دعا کنند و استغفارها و اذکار آن را بگويند. انجام اين امور خوب است ولي اگر انسان نتوانست مي تواند به همان رکعات ساده قناعت کند. چهار دو رکعتي به نيّت نماز شب و دو رکعت نماز شب و يک رکعت نماز وتر را بخواند و لا اقل سعي کند قنوت نماز شب را طولاني تر بخواند و براي مؤمنين، جهان اسلام و حاجات خود دعا کند. ما در دنيايي زندگي مي کنيم که اسباب آلودگي و انحراف زياد است. در مقابل آن بايد به يک عامل بازدارنده متوسل شويم که بهترين آن نماز شب است.
حتي اگر کسي نتواند يازده رکعت را به جا آورد به فتواي ما مي تواند همان سه رکعت آخر را بخواند. البته به نظر ما از ظاهر روايات استفاده مي شود که اين سه رکعت يک نوع اتصالي با هم دارد و آن قنوتي که در وتر خوانده مي شود کفايت از قنوت نماز شفع مي کند. بنا بر اين احتياط در ترک قنوت شفع و اکتفاء به قنوت نماز وتر است.
به هر حال اگر کسي به انجام اين کار استمرار داشته باشد به تدريج اين کار کمي جزء طبيعت انسان مي شود و به راحتي بيدار مي شود.
موضوع: خروج عمدي از عرفات
بحث در مسائل مربوط به وقوف در عرفه است. امام قدس سره مي فرمايد:
مسألة 4 - (صورت اولي) لو نفر عمدا من عرفات قبل الغروب الشرعي وخرج من حدودها ولم يرجع فعليه الكفارة ببدنة يذبحها لله في أي مكان شاء والأحوط الأولى أن يكون في مكة،ولو لم يتمكن من البدنة صام ثمانية عشر يوما والأحوط الأولى أن يكون على ولاء، (صورت ثانيه) ولو نفر سهوا وتذكر بعده يجب الرجوع، ولو لم يرجع أثم ولا كفارة عليه وإن كان أحوط، (صورت ثالثه) والجاهل بالحكم كالناسي ولو لم يتذكر حتى خرج الوقت فلا شئ عليه[4].
اين مسأله حاوي سه فرع است و همه مربوط به خروج از عرفات است که گاه عامدا انجام مي شود و گاه ناسيا و جاهلا.
بحث در فرع اول است و گفتيم در اينجا چهار حکم وجود دارد: او گناه کرده است، حجش صحيح است، کفاره دارد و اينکه کفاره اش شتر است و اگر نتوانست بايد هجده روز روزه بگيرد.
سه حکم اول اجماعي است و حکم در آخري بنا بر قول مشهور است و اجماعي نيست.
به دلالت روايات رسيديم که در باب 23 از ابواب احرام حج و وقوف به عرفات است. حديث اول اين باب را خوانديم و اکنون به دو روايت ديگر آن مي پردازيم:
الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي رَجُلٍ أَفَاضَ مِنْ عَرَفَاتٍ قَبْلَ أَنْ تَغْرُبَ الشَّمْسُ قَالَ عَلَيْهِ بَدَنَةٌ فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلَى بَدَنَةٍ صَامَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً.[5]
اين روايت مرسله است. البته حسن بن محبوب از اصحاب اجماع است و در مورد او گفته شده است که هر کس بعد از آنها باشد ثقه است که ما اين مبنا را قبول نکرديم.
از عبارت (عَلَيْهِ بَدَنَةٌ) سه حکم اول استفاده مي شود. علامت اين است که او گناهي مرتکب شده است که بايد کفاره دهد، همچنين علامت آن است که حجش صحيح است و آخر اينکه بايد کفاره دهد.
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ ضُرَيْسٍ الْكُنَاسِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ أَفَاضَ مِنْ عَرَفَاتٍ قَبْلَ أَنْ تَغِيبَ الشَّمْسُ قَالَ عَلَيْهِ بَدَنَةٌ يَنْحَرُهَا يَوْمَ النَّحْرِ فَإِنْ لَمْ يَقْدِرْ صَامَ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً بِمَكَّةَ أَوْ فِي الطَّرِيقِ أَوْ فِي أَهْلِهِ.[6]
اين روايت صحيحه است. هرچند در سند آن سهل بن زياد است ولي چون در عرض او احمد بن محمد مي باشد و از ثقات است مشکلي در سند ايجاد نمي شود. ضريس کناسي نيز ثقه است.
بعد ان شاء الله توضيح مي دهيم که انسان در يوم النحر در مني است تا قرباني کند. حال چرا امام عليه السلام فرموده است که شتر را در يوم النحر در مکه ذبح کند.
بعد امام عليه السلام مي فرمايد: اگر نتوانست شتر قرباني کند بايد هجده روز روزه بگيرد و اين روزه ها را هم مي تواند در مکه بگيرد و هم در وسط راه و هم وقتي به وطنش برگشت. بر اين اساس گفته شده است که اين از مواردي است که مي توان روزه ي واجب را در سفر انجام داد.
دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ وَقْتِ الْإِفَاضَةِ مِنْ عَرَفَاتٍ فَقَالَ إِذَا وَجَبَتِ الشَّمْسُ فَمَنْ أَفَاضَ قَبْلَ غُرُوبِ الشَّمْسِ فَعَلَيْهِ بَدَنَةٌ يَنْحَرُهَا[7]
اين روايت مرسله است.
وَجَبَتِ الشَّمْسُ يعني وقتي خورشيد غروب کرد مانند اينکه در قرآن آمده است: فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها[8]
از مجموع اين روايات به خوبي استفاده مي شود که اصل حکم از مسلمات است.
بقي هنا امور:
الامر الاول: مشهور اين است که کفاره بايد شتر باشد.
تمام روايات فوق دلالت بر اين داشت که کفاره بايد بدنه (شتر) باشد. با اين حال از صدوقين نقل شده است که قائل بودند کفاره مي تواند گوسفند باشد. صاحب جواهر مي فرمايد: من هيچ مستندي [9] براي اين فتوا پيدا نکردم مگر يک روايت مرسله اي که در جامع ابن سعيد نقل شده است که او هم با لفظ (روي) آن را نقل کرده است.
همچنين شيخ در خلاف فرموده است: ان عليه دما للاجماع و الاحتياط.[10] که ظاهر آن شاة را شامل مي شود.
در کتب عامه نيز از پيامبر اکرم (ص) حديثي از طريق ابن عباس نقل شده است که حکمي عام فرموده است: من ترک نسکا فعليه دم.[11]
استدلال به اين روايت به اين گونه است که اطلاق آن ما نحن فيه را هم شامل مي شود.
با اين حال جواب آن روشن است زيرا با وجود روايات صحيحه و غير صحيحه و فتواي مشهور نمي توانيم به اطلاق آن روايت مرسله قناعت کنيم. بنا بر اين اطلاق آن روايت تخصيص مي خورد.
الامر الثاني: اگر کسي نتواند شتري قرباني کند بايد هجده روز روزه بگيرد.
اين حکم در دو روايت از روايات باب وارد شده است. يکي در صحيحه ي ضريس و مرسله ي ابن محبوب.
مضافا بر آن مشهور هم مطابق آن فتوا داده اند. بنا بر اين اين حکم هم از مسلمات است.
الامر الثالث: محل قرباني در مکه باشد.
امام قدس سره نيز احتياط کرده است و فرموده است بهتر است قرباني در مکه باشد. اين در حالي است که متن روايت ضريس که صحيحه است مي گويد قرباني بايد يوم النحر باشد و واضح است که انسان در آن روز در مني است نه در مکه. شايد اين حکم از امام قدس سره از باب سهو قلم بوده باشد.
الامر الرابع: امام قدس سره احتياط وجوبي دارند که هجده روز روزه گرفتن پشت سر هم باشد.
به نظر ما روايات مطلق است و مي توان بدون پشت سر هم نيز آنها را گرفت. دليل ديگري هم نداريم که ولاء و اينکه پشت سر هم باشد را ثابت کند.
الامر الخامس: روزه ي واجب فوق را مي توان در سفر به جا آورد.
در قرآن هم آمده است که کسي که هدي ندارد بايد بدل از قرباني سه روز در مکه (در حال سفر) و هفت روز را در وطن بگيرند: فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَة[12]
بنا بر اين بعدي ندارد که روزه ي واجب فوق را در سفر گرفت.


[1]ثواب الاعمال، شيخ صدوق، ج1، ص42.
[2]بحار الانوار، علامه مجلسي، ج84، ص148، ط بيروت.
[3]اسراء/سوره17، آیه79.
[4] تحرير الوسيلة، امام خميني، ج1، ص440.
[5]وسائل الشيعة، شيخ حر عاملي، ج13، ص558، ابواب احرام الحج والوقوف بعرفة، باب23، ح2، شماره18438، ط آل البيت.
[6]وسائل الشيعة، شيخ حر عاملي، ج13، ص558، ابواب احرام الحج والوقوق بعرفة، باب23، ح3، شماره18439، ط آل البيت.
[7] مستدرک الوسائل، ميرزا حسين نوري، ج10، ص37، حديث1.
[8]حج/سوره22، آیه36.
[9] جواهر الکلام، محمد حسن جواهري، ج19، ص29.
[10] الخلاف، شيخ طوسي، ج2، ص338، مسأله157.
[11]سنن دارقطني، ج2، ص244.
[12]بقره/سوره2، آیه196.