99/09/10
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: دوران امر بین اقل و اکثر ارتباطی علم اجمالی/ تنبیهات تکمیلی اقل و اکثر / حصول عجز در اثناء وقت (بیان مقتضای اصل لفظی) / روایت اذا امرتکم بشیء فأتوا منه ما استطعتم
بحث در روایت اذا امرتکم بشیء فأتوا منه ماٱستطعتم بود. حال اگر مرکب ذو الأجزاء، برخی از اجزاء آن متعذر بود، آیا بقیه اجزاء لازم الإتیان است یا خیر؟
سخنی از مرحوم محقق اصفهانی: مقتضای تحقیق این است که «من» برای تبعیض به عنوانه نیست که با ارادهی کلی از شیء منافات داشته باشد (شیء را اگر بر کلی و فرد حمل کنیم و افراد کلی را مصداق آن بدانیم دیگر تبعیض معنا ندارد) بلکه مدخول «من» با متعلق خودش معنا میشود و قطعه سازی میکند که این تقطیع گاهی با تبعیض سازگار است، و چون فرد منشعب از کلی میشود چون کلی منطبق بر فرد میشود، قطعه سازی آنچه که استطاعت بر آن هست ممکن است، پس شیء هم اراده کلی میشود و هم از «منه» فرد برداشت میشود، «ما» موصوله میشود و با مورد سؤال نیز منطبق میشود (چون مورد سؤال فرد و کلی بود).
منتقی الأصول؛ فرمایش محقق اصفهانی از جهتی حل مشکل کرد (انطباق بر مورد سؤال روایت) اما «من» بمعنای اقتطاع و تبعیض نباشد، محل اشکال است، و مجرد فرض و تصور است، پس نه جزم به این حرف داریم نه جزم به عدم این حرف داریم، و برای ما معهود نیست.
پس متعین از روایت قطعاً تکرار مأمور به نیست چون ظاهر صدر روایت، تکرار را نفی میکند، با این بیان غفلت اعلام مشخص میشود که ایشان تصور کردند که روایت دلالت میکند بر تکرار اگر «من» را بمعنای باء یا بیانیه حمل کنیم و عدم تکرار حج از مسلمات فقه است آن هم در حال استطاعت.
ولی مفروض تعلق امر است نه به این صورت که به مرکب تعلق گرفته باشد (مراد این نیست که مستطاع من الأجزاء مع تعذر البعض باشد بلکه مراد امر به مرکب است به مقداری که مکلف میتواند آن را امتثال کند) بلکه گاهی به کل مرکب تعلق میگیرد گاهی به بعض مرکب تعلق میگیرد (امری که به مرکب تعلق گرفته، گاهی مرکب کامل است گاهی برخی از آن متعذر است).
تنظیر؛ مولایی عبد را به مرکبی امر کرده و میگوید: إیتِ بالذی تستطیعه که هم حال تعذر را شامل میشود و هم حال عدم تعذر را شامل میشود و ظهور «من» در تبعیض هم باقی است. از امر به مرکبات به نحو تعدد مطلوب؛ گاهی مطلوب همهی مرکب است گاهی مطلوب بعض از اجزاء مرکب است.
سؤال: مورد سؤال روایت را چه کنیم؟
پاسخ: به لحاظ افادهی حصرِ نافی تکرار، منطبق بر مورد سؤال هم میباشد. اگر «من» بمعنای باء باشد که پاسخ از چیزی است که سؤال کننده میدانسته مگر اینکه جهت حصر را نیز دخیل کنیم (آن شیء را یکبار بیاورید).
تضمین حصر: یکی از بعض از افراد هم امتثال شود کافی است.
بیان استاد: نکته اول: هر شیء را بیاوریم هنگامی که به آن امر شدیم (مازاد لازم نیست؛ چون اگر مازاد باشد با حصر منافات دارد)
نکته دوم: امر به شیء مرکب به نحو تعدد مطلوب تعلق گرفته است.
سؤال: اگر تبعیض باشد و به نحو تعدد مطلوب باشد در کل و جزء اگر همه را بتواند بیاورد «من» چه معنایی پیدا میکند؟
بیان استاد: آیت الله خوئی فرمودند معنای سوم که لابد از آن بودیم (من زائده یا بمعنای باء باشد و «ما» مصدریه ظرفیه باشد). ولی فرمایش ایشان حل مشکل نکرد، اگر این معنا را اخذ کنیم مجدد با مورد روایت سازگاری ندارد.
توجیه فرمایش آیت الله خوئی: اینکه حضرت فرمودند نمیتوانید یعنی هر سال واجب نیست (فی کل عام الی آخر العمر) و تضمین حصر، از بیشتر از اتیان یکی جلوگیری میکند.