1402/10/05
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: مباحث الفاظ / وضع / حقیقت وضع / معنای حرفی / تفاوت خبر و انشاء
کلام ما در خبر و انشاء فرمایش مرحوم آخوند اشاره شد و در بیان فرمایش آیت لله خویی در خبر و انشاء بودیم.
نتیجه بحث آیت الله خویی در خبر: در جملات خبریه مدلول قصد الحکایة است و خود جمله خبریه مبرز قصد حکایت است و قصد حکایت که امری باطنی است ابراز میکند. مثل حکایت مجیء زید، متکلم در مقام حکایت است و حکایت وی به حسب تعهد نفسانی است که هر وقت این جمله را به کار ببرد قصد حکایت و اخبار دارد. سپس فرمودند مدلول جمله خبریه قصد الحکایه و الاخبار است و لذا خود جمله خبریه متصف به صدق و کذب نمیشود چون مدلول آن قصد حکایت و اخبار است و این قصد همیشگی است. پس جمله خبریه متصف به صدق و کذب نمیشود و صدق و کذب از ناحیه مدلول است که اگر با واقع مطابق باشد صادق است و الا کاذب است.
تهافت بدوی در عبارت: از طرفی جمله خبریه متصف به صدق و کذب نمیشود و مدلول آن متصف به صدق و کذب میشود.
به حسب ظاهر تهافت است چون مدلول با نفس جمله متفاوت است مدلول جمله جاء زید است و جمله خبریه حاکی از قصد درونی فرد دارد.
اما در جمله انشائیه
مشهور
جمله انشائیه ایجاد المعنی باللفظ است یعنی شما معنای ترجی را با لعل زیدا یجیء را ایجاد میکنید.
بیان آیت الله خویی
ما معنای صحیحی برای سخن مشهور پیدا نمیکنیم بلکه عرض میکنیم وجود حقیقی که با لفظ ایجاد نمیشود بلکه سبب خارجی وجود خارجی و حقیقی را به وجود میآورد. وجود حقیقی گرما به آتش است نه به وسیله لفظ اما سبب حرارت آتش خارجی است. وجود اعتباری هم دائر مدار اعتبار معتبر است و دخلی برای لفظ در وجود اعتبار نیست بلکه گاهی بدون لفظ اعتبار میکند مثل معاطاه که اعتبار تملیک و تملک بدون لفظ است. لفظ مبرز اعتبار نفسانی است در وهبتک هذا العباء ابراز است.
اعتبارات عقلائیه و یا اعتبارات شرعیه
مثل بعت که قصد اعتبار ملکیت است و ایجاد میشود به وسیله لفظ اما خود این اعتبار مترتب بر قصد المعنا به این الفاظ است به تعبیر دیگر در واقع اعتبار ایجاد شده ولی این اعتبار مترتب بر قصد معنا توسط لافظ و گوینده است.
پس انشاء مبرز امر نفسانی است و قصد حکایت نیست به خلاف خبر که در خبر لفظ قصد حکایت را ابراز میکند.
مبرَز ها متفاوت است و الا در هر دو قصد ابراز وجود دارد. اینک در انشاء به اعتبار مدلول قابل صدق و کذب نیست چون امر اعتباری همیشه وجود دارد و تمام حقیقت انشاء اعتبار است و همیشه وجود دارد.
پس جمله خبریه دال بر ثبوت نسبت در خارج ندارد و کاشف از ثبوت نسبت هم نیست آری اگر مخبر معصوم باشد و یا کلام محفوف به قرائن قطعیه باشد به اعتبار قرائن و احراز وثاقت مخبر ثبوت نسبت فهمیده میشود.
پس اختلاف خبر و انشاء در کیفیت وضع است یکی ابراز قصد الحکایة است و دیگری ابراز امر نفسانی است.
بیان استاد
قصد الکحایة نیز امری اعتباری نفسانی است.
ولی مرحوم آخوند تفاوت آن دو را در کیفیت استعمال گذاشتند همانند فرقی که در معنای اسمی و حرفی بیان کردند. ولی آیت الله خویی تفاوت را در وضع دانستند در جمله خبریه برای ابراز قصد الحکایه و در انشاء برای قصد اعتباری نفسانی است.
جمله اسمیه در مقام انشاء طلب به کار نمیرود بر خلاف جمله فعلیه (حضرت میفرمایند یعید صلاته) و بلکه طلب با جمله فعلیه آکد است چون به عنوان امر محقق الوقوع فرض شده است. پس جمله خبریه و انشائیه در وضع و موضوع له تفاوت دارند به دلیلی که بیان شد.
بیان استاد در دفاع از مرحوم آخوند
اینکه نمیتواند به کار رود بخاطر این است که کیفیت استعمالش متفاوت است نه اینکه حقیقتشان متفاوت است.
بیان محقق خویی
جمله اسمیه در مقام انشاء ماده به کار میرود مثل زوجتی طالق و انشاء ماده طلاق را کرده است و یا لله علی الناس حج البیت و وجوب از علی الناس فهمیده میشود و از جمله فهمیده نمیشود پس جمله اسمیه در مقام انشاء طلب به کار نمیرود آری جمله فعلیه به کار میرود پس معنای خبر و انشاء دوتاست و اگر یکی بود باید جمله اسمیه هم در معنای انشاء به کار برود.
پس ما مسلک مشهور در خبر را نپذیرفتیم (برای نسب خارجیه وضع شده) بلکه ابراز قصد الحکایه میکند و در جملات انشائیه ابراز اعتبار نفسانی است.