1403/08/20
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: ملازمات عقلیّه/ غیر مستقلّات عقلیّه/ مسئله دوّم: مسأله مقدّمه واجب
بحث سوّم: ثمرات وجوب مقدّمه موصله.
ثمرهی اوّل: گاهی ترک عبادت، مقدّمه برای واجب اهمّ است مثل ترک صلوة که مقدّمه برای ازالهی نجاست از مسجد است. با حفظ این نکته، اگر مکلّف عبادت را انجام بدهد و واجب اهمّ را ترک کند، این عبادت طبق نظر مشهور که مطلق مقدّمه را واجب میدانند، فاسد است ولی طبق نظر صاحب فصول که مقدّمه موصله را واجب میداند، صحیح است.
علّت بطلان عبادت طبق نظر مشهور:
ترک صلوة، مقدّمه واجب است (ترک صلوة، مقدّمه ازاله است و ازاله، واجب است. پس ترک صلوة، مقدّمه واجب است) و مقدّمه واجب، واجب است. پس ترک صلوة، واجب است و واجب، نقیض آن حرام است. پس ترک صلوة، نقیض آن حرام است و نقیض ترک صلوة، ترک ترک صلوة است. پس ترک ترک صلوة، حرام است و ترک ترک صلوة، همان انجام صلوة است. پس انجام صلوة، حرام است و حرمت عبادت، موجب فساد و بطلان عبادت است.
علّت عدم بطلان عبادت طبق نظر صاحب فصول:
ترک صلوة به قید ایصال، مقدّمه واجب است (ترک صلوة به شرط انجام ازاله بعد از ترک، مقدّمه ازاله است و ازاله، واجب است. پس ترک صلوة به شرط انجام ازاله بعد از ترک، مقدّمه واجب است) و مقدّمه واجب، واجب است. پس ترک صلوة به قید ایصال، واجب است و واجب، نقیض آن حرام است. پس ترک صلوة به قید ایصال، نقیض آن حرام است و و نقیض ترک صلوة به قید ایصال، صلوة نیست تا گفته شود که صلوة، حرام و فاسد است (اگر صلوة، نقیض ترک صلوة به قید ایصال باشد، لازمهاش این است که ارتفاع این دو ممکن نباشد چون النقیضان لا یرتفعان. ولی ارتفاع این دو ممکن است مثل جایی که مکلّف ترک صلوة میکند و بعد از ترک صلوة، ازاله انجام نمیدهد. این ترک صلوة، صلوة نیست و ترک صلوة به قید ایصال نیز نیست. و هذا هو المراد من قول الشیخ: لعدم مناقضته معه من حیث ارتفاعهما فی الترک المجرّد عن الضّد). بلکه نقیض ترک صلوة به قید ایصال، ترک ترک صلوة به قید ایصال است. پس ترک ترک صلوة به قید ایصال، حرام است و این ترک ترک صلوة به قید ایصال، گاهی در ضمن صلوة و گاهی در ضمن ترک صلوة مجرّد از ازاله تحقّق پیدا میکند و زمانیکه حرمت برای شیئی (مثل ترک ترک صلوة به قید ایصال) ثابت شد، حرمت به ملازم او سرایت نمیکند چه رسد به اینکه به مقارن اتّفاقی او یعنی صلوة سرایت کند. پس صلوة، حرام و فاسد نیست.