1401/10/28
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع: جنود عقل و جهل/ ایمان/ عدل و ظلم
خلاصه جلسه گذشته: در جلسه قبل صحبت در رابطه با عقل و چیزهایی که موجب تقویت عقل میشوند، بود. بحث این جلسه در مورد عدل است.
عدالت دو نوع است: عدالت فردی و عدالت اجتماعی
عدالت فردی: یعنی انسان نسبت به خودش ظلم نکند و باید نسبت به نفس خودش عادل باشد.
عدالت اجتماعی: یعنی انسان نسبت به اطرافیان خود و در برخورد با جامعه در مسیر عدالت باشد.
منشأ درک عدالت دو چیز است: عقل و شر لذا عدالت به لحاظ منشأ، به دو نوع عدالت عقلی و عدالت شرعی تقسیم میشود.
همه ممالک دنیا قانون اساسی خود را بر اساس عدالت تنظیم میکنند و اعتقادشان بر این است که باید عادل باشند. هیچ کشوری نمیگوید که ما باید ظالم باشیم. قانون اساسی کشور ما نیز بر اساس عدالت تنظیم شده است. ولی فرقی که بین ما و سایر کشورها وجود دارد این است که عدالت ما برگرفته از عقل و وحی است یعنی بعضی از اقسام عدالت را عقل و بعضی دیگر را وحی برای ما بیان میکند. ولی سایر کشورها عدالتشان بر اساس عقل و درک و فهم خودشان است و عقلشان به هر چیزی از عدل، حکم بکند میگویند این عدل است.
کسانی که اعتقادی به خدا و قرآن ندارند، میگویند از نظر عقلی، همجنسگرایی و شهوترانی تا زمانی که ظلمی به کسی نشود و با توافق طرفین باشد، عدالت است. ولی عدالتی که بر اساس عقل و وحی باشد، تشخیص آن طور دیگری است. بنابراین اصل عدالت مورد قبول همه دنیا است ولی در مصادیق عدالت اختلاف وجود دارد. برخی میگویند فلان چیز عین عدالت و حقوق بشر است ولی بعضی دیگر میگویند این عدالت نیست بلکه عدالت آن است که خداوند متعال با وحی آن را بیان فرموده است. عدالت ما، از ناحیه عقل و وحی سرچشمه میگیرد. لذا ممکن است تفاوتهایی با کشورهای دیگر داشته باشیم.
از مصادیق عدالت عقلی که مورد قبول همه مردم است مضمون این آیه شریفه است:﴿وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ﴾[1] و هنگامی که میان مردم داوری میکنید، به عدالت داوری کنید. این آیه عدالت در قضاوت را بیان میکند. این یک نوع عدل اجتماعی است که باید در قضاوتهای خود به این نکته توجه داشته باشیم. سیره ائمه معصومین (علیهم السلام) در رابطه با عدالت هم همین است.
در روایتی آمده است: وَ سُئِلَ عليه السلام أَيُّمَا أَفْضَلُ اَلْعَدْلُ أَوِ اَلْجُودُ؟ فَقَالَ اَلْعَدْلُ يَضَعُ اَلْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ اَلْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا وَ اَلْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ اَلْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا.[2] از امیرالمؤمنین (علیه السلام) سؤال شد: كدام برتر است عدل يا جود؟ حضرت فرمود: عدل امور را در جاى خود قرار مى دهد، و جود آنها را از جايگاه خود بيرون مى برد. عدل حافظ عموم است، و جود سودبخش به عدّه اى خاصّ. پس عدالت شريفتر و برتر است.
جود و سخاوت آن است که انسان در راه خداوند متعال از مال خودش بگذرد و به دیگری ببخشد. لذا در جود گذشت، ایثار و فداکاری وجود دارد. شاید اگر از ما سؤال میکردند، میگفتیم جود بالاتر از عدل است. چون جود یک قدم جلوتر از عدل است و ما علاوه بر اینکه به حق کسی تجاوز نمیکنیم و حق مردم را قبول داریم و در عین حال از مال خود نیز میگذریم. لذا سخاوت و جود بالاتر از عدل باید باشد. ولی امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: عدل از جود بالاتر است. سائل میپرسد چگونه، در حالی که در جود، گذشت و فداکاری زیاد است ولی عدالت آن است که در جای خودش نسبت به خود و دیگران رعایت میکند.
فرق جود و عدالت:
۱) عدل امور را در جاى خود قرار مىدهد، و جود آنها را از جايگاه خود بيرون مىبرد.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) میفرماید: اَلْعَدْلُ يَضَعُ اَلْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا وَ اَلْجُودُ يُخْرِجُهَا مِنْ جِهَتِهَا. دلیل اینکه عدل از جود بالاتر است این است که عدل همه چیز را در جای طبیعی خودش قرار می دهد و تعدّی و افراط در آن وجود ندارد. ولی جود امور را از مواضع طبیعی خودش خارج میکند. سخاوت و جود برای کسی که بخشش دارد خوب است ولی قانون طبیعی را به هم میزند. یعنی شخصی که به وی بخشش شده است ممکن است به خاطر این بخششها، فعالیت طبیعی خود را از دست بدهد. لذا جود و بخشش باعث تنبلی یک عدهای میشود، انتظار دارند که همیشه به آنها رسیدگی بشود و نیازشان برطرف شود و با این تصور، شاید بگویند مثلاً لازم نیست درس بخوانیم، لازم نیست کار بکنیم. چرا که انسانهای جواد زیاد هستند و دارند کمک میکنند پس لازم نیست خود را به زحمت بیندازیم. پسری که پدر وی همیشه به وی کمک میکند و لوس بار آمده است، درست است که پدر جواد است و بخشش زیادی دارد ولی باعث شده است که این پسر هیچ فعالیت مفیدی نداشته باشد.
۲) عدل حافظ عموم است، و جود سودبخش به عدّه اى خاصّ
أمیرالمؤمنین (علیه السلام) فرق دوم عدل و جود را میفرماید: وَ اَلْعَدْلُ سَائِسٌ عَامٌّ وَ اَلْجُودُ عَارِضٌ خَاصٌّ فَالْعَدْلُ أَشْرَفُهُمَا وَ أَفْضَلُهُمَا. [3] عدل حکم عمومی است و حافظ عموم است، و جود سودبخش به عدّه اى خاصّ است. پس عدالت شريفتر و برتر است.