درس خارج فقه استاد هادی عباسی خراسانی

99/05/21

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: مسائل مستحدثه/ مسائل کرونا / احکام احتضار بیمار کرونایی

 

1- حدیث اخلاقی (شرح زیارت غدیریه امام هادیه علیه السلام)

«وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ الْحَقُّ الَّذِي نَطَقَ بِوِلايَتِكَ التَّنْزِيلُ وَ أَخَذَ لَكَ الْعَهْدَ عَلَى الْأُمَّةِ بِذَلِكَ الرَّسُولُ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَ عَمَّكَ وَ أَخَاكَ الَّذِينَ تَاجَرْتُمُ اللَّهَ بِنُفُوسِكُمْ ،فَأَنْزَلَ اللَّهُ فِيكُمْ إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْدا عَلَيْهِ حَقّا فِي التَّوْرَيةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التَّائِبُونَ الْعَابِدُونَ الْحَامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ».[1]

فرازهایی از زیارت غدیریه امام هادی علیه السلام را بحث می‌کردیم.

از خصلت‌های زیارت‌ها بحث شهادت‌ها است. شهادت زائر به حالات مزور. زیارت شناسنامه مزور است از زبان زائر.

1.1- صفت امیرالمؤمنین علیه السلام

یکی از شهادت‌هایی که اینجا مطرح است شهادت به امیر المؤمنین بودن ایشان است. گرچه تا به حال سلام به عنوان امیرالمؤمنین دادند. ظاهرا هشت سلام با این عنوان هست. اینجا به عنوان شهادت با وصف خاص امیرالمؤمنین خطاب به حضرت می‌کنند.

شهادت می‌دهم من که شما امیرالمؤمنین هستید. با کاف خطاب که حصر را می‌رساند و مشارکت را نفی می‌کند

امیرالمؤمنین مطلق در روایات داریم که امام علی علیه السلام هستند. امیرالمؤمنین نسبی سایر اهل بیت علیهم السلام هستند.

این عنوان فقط در زیارت ایشان می‌آید.

1.2- صفت حق

صفت حق صفت عجیبی است. می‌توانیم بگوییم مضمون حدیث «علی مع الحق و الحق مع علی»[2] است.

آن هم حقی که وصفش این است که قرآن، ناطق به ولایت تو است. شهادت به امارت، حقانیت و ولایتی که در تنزیل یعنی قرآن آمده است. باب تفعیل برای تدریج است. نزول در زمان‌های مختلف.

در حوادث مختلفی آیات نازل شد و ناطق به ولایت شما.

1.3- عهد رسول اکرم صلی الله علیه و آله برای ولایت

علاوه بر این، خداوند برای جناب عالی عهد را بر امت ضروری کرده است. هم نازل کرد و هم عهد را واجب کرد. قراردادی که بین شخصی و دیگری وارد می‌شود. امت به ولایت و امامت گره خورده است.

از جمله آیات نازله که غیر از یا ایها الذین آمنوا است که امام صادق علیه السلام فرمودند امیر ما امیر این آیات است. [3]

1.4- ولایت از فروع دین یا اصول

گفتیم این ولایت که به عنوان عهد الله است، مورد قبولی همه اعمال است. ولایت را جزو فروع دین قرار ندهیم. ولایت در مقام حکم تکلیفی در فروع دین است. در اعتقادات جزو اصول دین است. ولایات ظاهری جزو فروع است. از جمله حکومت و قضاوت و اجرای احکام از شئون آن است. ولی در خلافت کلیه تقدم بر همه دارد و در عرض نماز و روزه و حج نیست. اخبار صحیحه بنی الاسلام علی خمس،[4] می‌گوید ولایت قائمه اصلی و محیط بر اینها است.

اگر شیعه‌ای ولایت را اعتقاد نداشته باشد یا تردید داشته باشد، هرچه اعمال انجام دهد کفایت نمی‌کند.[5]

1.5- معامله با خدا

بعد از شهادات دیگر که حضرت مصداق عهد الهی است و اجر عظیم نتیجه این شهادت و ولایت است، حضرت امام هادی علیه السلام شهادت دیگری می‌دهند:

شهادت می‌دهم که شما و عمویت حمزه سید الشهدا و برادرت جناب جعفر طیار که با دو دست قطع شده‌اش خدا به او پرواز در بهشت داد، با خدا معامله کردید. نماز جعفر طیار را هم برای برون رفت از مشکلات توصیه می‌کنیم به خصوص در این ایام گرفتاری جهان به کرونا.

این سه بزرگوار را وصف می‌کنند. قضایا در حق و باطل تکرار می‌شود. سیدالشهدای اُحد در محرم هم تکرار می‌شود. امت اسلامی بتوانند با مراقبت‌های بهداشتی محرم را بر پا کنند.

کربلا هم عباس بن علی علیهما السلام دارد.

حدثنا أبو علي أحمد بن زياد الهمداني (رحمه الله)، قال: حدثنا علي ابن إبراهيم بن هاشم، عن محمد بن عيسى بن عبيد اليقطيني، عن يونس بن عبد الرحمن، عن ابن أسباط، عن علي بن سالم، عن أبيه، عن ثابت بن أبي صفية، قال: «نظر سيد العابدين علي بن الحسين (عليهما السلام) إلى عبيد الله بن العباس بن علي بن أبي طالب (عليه السلام) فاستعبر، ثم قال: ما من يوم أشد على رسول الله (صلى الله عليه وآله) من يوم أحد، قتل فيه عمه حمزة بن عبد المطلب أسد الله وأسد رسوله، وبعده يوم مؤته قتل فيه ابن عمه جعفر بن أبي طالب. ثم قال (عليه السلام): ولا يوم كيوم الحسين (عليه السلام) ازدلف إليه ثلاثون ألف رجل، يزعمون أنهم من هذه الامة كل يتقرب إلى الله عز وجل بدمه، وهو بالله يذكرهم فلا يتعظون، حتى قتلوه بغيا وظلما وعدوانا. ثم قال (عليه السلام): رحم الله العباس، فلقد آثر وأبلى، وفدى أخاه بنفسه حتى قطعت يداه، فأبدله الله عز وجل بهما جناحين يطير بهما مع الملائكة في الجنة كما جعل لجعفر بن أبي طالب، وإن للعباس عند الله تبارك وتعالى منزلة يغبطه بها جميع الشهداء يوم القيامة».[6]

همه اینها صفتشان این است که از کسانی هستند که با خدا با جانشان داد و ستد کردند. و من الناس من یشری

﴿وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَاد﴾[7]

مربوط به لیلة المبیت است و فداکاری امیرالمؤمنین علیه السلام برای آقا رسول الله صلی الله علیه و آله.[8]

امام علی علیه السلام حقیقت ثار است و سید الشهدا ابن ثاره. برخی جهاد با مال دارند ولی جهاد با انفس چیز دیگری است.

1.6- مصداق آیات الهی

﴿إِنَّ اللَّهَ اشْتَري‌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ في‌ سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَ يُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ وَ الْقُرْآنِ وَ مَنْ أَوْفي‌ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِکُمُ الَّذي بايَعْتُمْ بِهِ وَ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ﴾[9]

این آیه مصداقش امیر المؤمنین علیه السلام و شهدا هستند.

و بعد این آیه شریفه که یک دنیا مطللب دارد.

﴿التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاکِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الْحافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّهِ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ﴾[10]

این شهادت‌ها به بشارت با ایمان ختم می‌شود.

ان شاءالله ذات اقدس الهی توفیقی به ما بدهد که بتوانیم آنچه رضای حضرت حق است انجام دهیم. بتوانیم در محضر ولی باشیم.

2- خلاصه جلسه گذشته

مباحث مختلفی را در کرونا مطرح کردیم. به این نتیجه رسیدیم که حاکم اسلامی وظایفی دارد همان‌طور که مردم هم وظایفی دارند. بزرگ‌ترین وظیفه اجرای اوامر الهی است. یکی از آنها دفع ضرورت از مضطرین است، در هر کجای عالم که باشند. به این نتیجه رسیدیم که اطلاقات قرآن حجیت دارد. مانند ﴿اوفوا بالعقود﴾،[11] ﴿کتب علیکم الصیام﴾[12] و ﴿اتقوا الله﴾ و ﴿اقیموا الصلاة﴾ مانند آن. در حفظ جان و حفظ دین تمام مکلفین مشغول به تکلیف هستند.

3- پاسخ به دو پرسش برخی اساتید

برخی اعزه حاضر در جلسه و برخی ائمه جمعه و اساتید در جاهای دیگر که مباحث را دنبال می‌کنند و تشکر می‌کنیم، سوال کردند و من تلفنی و کتبی جواب دادم. برخی پیشنهاد دادند در درس مطرح شود.

3.1- پرسش اول

گفتیم طبابت بر همه اطبّا واجب است؛ آیا طبابت کفار نیز از همین مصادیق است و واجب است؟

بله هست قطعا. در اشتغال به تکلیف فرقی بین طبیب مسلم و غیر مسلمان نیست. هر دو هر خدمت علم و عملی باید به ستاد ملی مبارزه و بیماران داشته باشند. به لحاظ اصل تکلیف.

3.2- پرسش دوم

آیا اگر واکسنی ساخته شد، در مقام واکسینه کردن باید از بلاد مسلمین شروع کنیم یا بلاد کفر؟

طبق جهانی بودن اسلام و اینکه همه مکلف هستند، در مقام واکسینه کردن چه کنیم؟ مخیریم یا خیر؟ نباید به بلاد کفر واکسن دهیم؟

عرض ما این است که در مقام اشتغال عام است ولی در مقام واکسینه کردن و درمان با دارو از باب تزاحم در مقام امتثال است مانند انقذ هذا الغریق. دو نفر غرق می‌شوند یکی را می‌توانیم نجات دهیم باید دید کدام مرجح است؟ پدر است مادر است عالم است و مانند آن. مرجحات حجیت دارد. تقدم مسلمان بر غیر مسلمان است. جان مسلمان اهمیتش بیشتر است. به لحاظ اصل تکلیف عام است ولی در امتثال تزاحم مسلمان با غیر آن ممکن نیست. الاهم فالاهم باید کرد.

اکثر مباحث متصور را گفتیم. ارتباط ما با برخی پزشک‌ها روزانه است. برخی مسائل درمانی و دارویی را مطرح کردند. تشکر می‌کنیم از این خدمت. نظریات جدید را گفتند. اگر متصدیان فرهنگی مراوده با هم داشته باشند پاسخ‌گویی‌ آنها به روز است. این را در جلسه با مدیر حوزه‌های علمیه مطرح کردم.

به امید روزی که حوزه‌های علمیه بانک اطلاعاتی به روزی داشته باشند برای مطرح کردن شبهه‌ها و گرفتن جدیدترین پاسخ‌ها. کاری که علامه حلی در الفین[13] و کتب دیگر داشتند و نسبت به آن زمان به روز بودند، الان انجام شود. از مدیریت تشکر می‌کنم.

کسانی که می‌خواهند پاسخ‌گو باشند مهیا باشد. جهان دهکده واحد است و اگر سوال باشد جواب داده می‌شود.

4- احکام احتضار بیمار کرونایی

موضوع بعدی در بیماری منحوس کرونا مباحث غسل و کفن و دفن مریض متوفی به این بیماری منحوس است. تکلیف ما نسبت به این فرد چیست؟ احکام احتضار برای بیمار کرونایی لازم هست یا خیر؟

4.1- وجوب کفایی رو به قبله کردن محتضر

اولین پرسش اینکه آیا اطبا یا کادر پزشکی یا اگر بیمار در خانه است، مراقبان یا خود بیمار مأمور به این هستند که فرد را رو به قبله کنند یا خیر؟

روایات را ملاحظه می‌فرمایید.[14] بحث احتضار یا توجه به قبله برای میت مسلمان یکی از واجبات کفایی بر کسانی است که درگیر مریض و محتضر هستند.

مثل غسل و کفن و دفن بر هر فرد فرد واجب است.

عده‌ای که انجام دادند از دیگران ساقط می‌شود. اگر هیچ کس انجام ندهد باقی معاقب هستند.

4.2- دیدگاه مذاهب اسلامی در رو به قبله کردن محتضر

در کیفیت توجه به قبله بین مذاهب اسلامی اختلاف جزئی است.

امامیه و شافعیه نظرشان این است که میت را به پشت بخوابانند و که کف پایش به سمت قبله باشد به طوری که اگر بلند شد رو به قبله باشد.

مالکیه و حنابله و حنفی‌ها می‌گویند میت این است که به طرف راست خوابیده شود و صورتش به طرف قبله باشد مانند وقتی دفن می‌شود. این اختلاف هست. در اینکه احتضار واجب است یا خیر؟ اختلاف اندکی است مذاهب اربعه و عده‌ای از امامیه معتقدند مستحب است.[15]

اکثر امامیه واجب کفایی می‌دانند.

پیشنهاد می‌کنیم که لازم نیست به مریض بگوییم تا دچار نگرانی شود. در بیمارستان‌ها که وضع فرد وخیم است و دکترها قطع امید کرده‌اند به طرف قبله قرار دهند. برای نمازشان هم راحت‌تر است.

اگر بی‌توجهی می‌شود کادر درمان مشغول الذمه هستند. گاهی غفلت دارند تذکر می‌دهیم که رسانه‌ها مطرح کنند تا برای متوفای مسلمان رعایت شود.

احتضار هم صغیر و کبیر ندارد. مشروط به بلوغ نیست مانند غسل میت است. همین که مسلمان باشد، واجب است. به خصوص بر مبنایی که واجب کفایی است. واجب کفایی را عده‌ای قیام کنند از عهده باقی ساقط است ولی اگر کسی انجام ندهد همه مواخذ هستند. اگر بیمار کرونایی رو به قبله جان ندهد همه عند الله مسئول هستند. مانند مراقبت‌های بهداشتی باید رعایت شود.

برخی روایات باب

اگر محتضر بتواند بهتر است خودش رعایت کند ولی خودش مشغول الذمه نیست.

باب احتضار وسایل احادیث صحیحه دارد ملاحظه کنید. فیه تأمل که بر خودش واجب باشد.

محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير عن هشام بن سالم، عن سليمان بن خالد قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول: «إذا مات لأحدكم ميت فسجوه تجاه القبلة، وكذلك إذا غسل يحفر له موضع المغتسل تجاه القبلة فيكون مستقبل باطن (مستقبلا بباطن) قدميه ووجهه إلى القبلة».[16]

قال أمير المؤمنين عليه السلام: «دخل رسول الله صلى الله عليه وآله على رجل من ولد عبد المطلب وهو في السوق (النزع) وقد وجه بغير (إلى غير) القبلة، فقال وجهوه إلى القبلة فإنكم إذا فعلتم ذلك أقبلت عليه الملائكة، وأقبل الله عز وجل عليه بوجهه، فلم يزل كذلك حتى يقبض». ورواه في (العلل) عن محمد بن علي ماجيلويه، عن محمد بن يحيى، عن محمد بن أحمد، عن أحمد بن أبي عبد الله، عن أبي الجوزا المنبه بن عبد الله، عن الحسين بن علوان، عن عمرو بن خالد، عن زيد بن علي عن آبائه، عن علي عليه السلام. وفي (ثواب الأعمال) عن محمد بن موسى بن المتوكل، وعن عبد الله بن جعفر، عن أحمد بن أبي عبد الله.[17]

4.3- اقوال فقها

غسل و احتضار را از عروه می‌خوانم که اکثر حواشی بر آن است.

محتضر کسی است که در آستانه نزع روح از بدن است.

فصل فيما يتعلق بالمحتضر مما هو وظيفة الغير وهي أمور:

الأول: توجيهه إلى القبلة بوضعه على وجه لو جلس كان وجهه إلى القبلة، ووجوبه لا يخلو عن قوة بل لا يبعد وجوبه على المحتضر نفسه أيضا، وإن لم يمكن بالكيفية المذكورة فبالممكن منها، وإلا فبتوجيهه جالسا أو مضطجعا [3] على الأيمن، أو على الأيسر مع تعذر الجلوس. ولا فرق بين الرجل والامرأة والصغير والكبير بشرط أن يكون مسلما.[18]

وجوب استقبال به قبله خالی از قوت نیست.

برخی بزرگان مانند مرحوم آقای خوئی قائل به احتیاط هستند. [19]

ایشان بر خود محتضر هم واجب می‌دانند گرچه به این کیفیت نباشد به هر طور که ممکن است.

حضرت امام همه اینها را دلیل فقاهتی نیافتند و احتیاطا و رجاء می‌دانند.[20]

برخی بزرگان دیگر نظرشان رجاء است.

ما هم از باب احتیاط پذیرفتیم. چرا که ادله روایات جمعش به همین است.

تفاوت ما با مذاهب دیگر مانند مالکی و حنبلی‌ها و حنفی‌ها این است که نظر آنها را در حالت اضطرار می‌دانیم. خوابیده یا به سمت راست.

در حکم فرقی بین مرد و زن و کوچک نیست. به شرطی که مسلمان باشد. البته نظر برخی آقایان فقها این است که باید مؤمن باشد. عرض ما این است که احتضار منوط به اسلام است.

باید این به اذن ولی باشد به نظر مرحوم سید. برخی احتیاطا می‌دانند. برخی به اذن حاکم می‌دانند.

احتیاطا اذن ولی را بگیرند. گرچه واجب اذن نمی‌خواهد.

به نظر امام احوط استیذان است و اولی.[21]

ويجب أن يكون ذلك بإذن وليه مع الإمكان، وإلا فالأحوط الاستئذان من الحاكم الشرعي، والأحوط مراعاة الاستقبال بالكيفية المذكورة في جميع الحالات إلى ما بعد الفراغ من الغسل، وبعده فالأولى وضعه بنحو ما يوضع حين الصلاة عليه إلى حال الدفن بجعل رأسه إلى المغرب ورجله إلى المشرق.[22]

حتی الامکان تا غسل می‌دهند حالت رو به قبله باشد.

جمیع حالات یعنی در جایی که روی زمین است نه مثلا در هواپیما.

اولی این است که مثل حالت دفن می‌گذارند باشد به اینکه پایش به مشرق و سرش به مغرب باشد. برخی می‌گویند در جایی که قبله منحرف است کمی با انحراف او را بگذارند.[23]

درباره بعد احتضار دو نظر است یکی اینکه استقبال مانند احتضار باشد و دیگر اینکه مانند دفن باشد.

هنگام اقامه نماز همان سر طرف مغرب و پا طرف مشرق است.

4.4- مستحبات احتضار

این موارد برای همه محتضرها وارد شده و برای بیماران مبتلا به کرونا هم باعث تسلی است.

4.4.1- مستحباب پیش از مرگ

جا دارد از فضلا و روحانیت و طلابی که در بیمارستان‌ها و کادر درمانی مشغول خدمات هستند. گاهی ادعیه‌ای می‌خوانند که باعث تسکین است.

ادله اینها روایات وسائل است.

4.4.2- مستحبات پس از مرگ

(اول) آن كه چشم او را بهم گذارند وهم چنين دهان او را

(دوم) آن كه دو فك او را ببندند

(سوم) آن كه دست‌هاى او را بكشند وبه پهلوى او گذارند

(چهارم) پاهاى او را درازا كند

(پنجم) آن كه جامه بر روى او را كشند و او را به پوشانند

(ششم) آن كه اگر در شب مرده باشد چراغ روشن كنند در مكانى كه او مرده است

(هفتم) آن كه خبر كنند مؤمنين را تا حاضر شوند در تشييع جنازه اش

(هشتم) تعجيل كند در دفن او پس منتظر شب نشوند اكر در روز مرده ومنتظر روز نشوند اگر در شب مرده مگر انكه شك باشد در مردن او پس منتظر شوند.[24]

4.5- مکروهات احتضار

(اول) اين كه در حال نزع دست بر او بگذارند كه موجب اذيت او است

(دوم) گذاشتن آهن روى شكم او بلكه غير آهن نيز

(سوم) انكه او را تنها بگذارند زيرا كه شيطان در بدن او داخل مى‌شود وبا او بازى مى‌كند

(چهارم) حاضر شدن جنب وحايض نزد او در حال احتضار

(پنجم) زياد حرف زدن در نزد او

(ششم) گريه كردن نزد او

(هفتم) حاضر شدن مرده شور وعمله جات موت واشخاصى كه باعث خوف مختضر مى‌شود نزد او

(هشتم) زن‌ها را تنها گذاشتن نزد او بجهت خوف اين كه صدا به گريه بلند كنند.[25]

اورژانس و مانند آنها اگر باعث تأذی نشود اشکال ندارد. مأمور غسالخانه هنگام احتضار نیایند. کسانی که مأمور جمع کردن اجساد هستند سریع وارد نشوند. تا بهوش است اجازه ورود ندارند.

5- احکام تجهیز میت مبتلا به کرونا

5.1- حکم فرار از میت مبتلا به کرونا

مرحوم سید یزدی دارند که:

و یستحب ذکر الموت کثیرا. ويجوز الفرار من الوباء والطاعون، وما في بعض الأخبار من أن الفرار من الطاعون كالفرار من الجهاد مختص بمن كان في ثغر من الثغور لحفظه. نعم لو كان في المسجد ووقع الطاعون في أهله يكره الفرار منه.[26]

آیا می‌شود از میت مبتلا به کرونا فرار کرد یا باید ایستاد و کارهای او را انجام داد؟

گفتیم الجمع مهما امکن اولی من الطرح.

وسائل باب 20 ابواب احتضار را ببینید. جواز الفرار من مكان الوباء والطاعون الا مع وجوب الإقامة فيه كالمجاهد والمرابط.[27]

این فرار برای جایی است که مسأله جنگی است. مدافعان سلامت در جبهه جنگ سلامت است و نباید همه دورش را خالی کنند. باید عده‌ای با مراقبت‌های خاصه حاضر باشند. مگر اینکه بیمار کرونایی در منزل است و کنترل دستشان نیست و شاید خودشان را روی میت بیندازند. در را ببندند و عده‌ای خاص آنجا باشند.

تعبیر مقام معظم رهبری مثال زیبایی زدند طاعون جدید که مبنای تمثیلی است. اگر سرایت از پوست است باید مراقبت کنند.

5.2- اذن از ولی میت در تجهیز

غسل و کفن و دفن هم واجب کفایی است. بر اولیای میت وجوب عینی می‌یابد. وجوب کفایی اگر در برخی جاها منحصر شد شاید تبدیل به وجوب عینی شود. اگر غیر ولی می‌خواهد وارد شود واجب است اجازه بگیرد. برخی می‌گویند احتیاطا.

ما نیز احوط را اجازه می‌دانیم. وجوبش هم منافاتی ندارد با استیذان. استیذان شرط صحت است. منافات ندارد.

بویژه در جایی که اولیای میت مقدم هستند. جعل تشریفی و تشرفی منافاتی با وجوب تکلیفی ندارد.

اگر ولی آمد و ممانعت کرد چه کنیم؟

برای حاکم شرع است که اجبارش کند و بگوید حتما باید این کار را داشته باشی. برخی می‌گویند نصیحتش کنند از باب امر به معروف و نهی از منکر و حاکم خصوصیتی ندارد. اگر اجازه نداد مرحله بعدی استیذان از حاکم شرع است.

اذن عام کافی است و صراحت لازم نیست. مهم اطمینان است.

اگر سهل‌انگاری کرد تا جایی که جسارت به میت نباشد باید رعایت کنند. اگر جسارت بود باید حاکم شرع وارد شود. این طور نباشد که نه خودش تجهیز می‌کند و نه می‌گذارد دیگران انجام دهند. تأخیر تجهیز اگر برای امر عقلایی است گاهی وجوب شرعی می‌یابد.

حال به نیت وجوب یا استحباب، تا ولی اجازه نداده برخی می‌گویند شروع نکند.

اگر نشد وجوب مبادرت ساقط نمی‌شود.

سؤال کردند این قدر اطرافیان میت وحشت دارند و بیمارستان هم نمی‌روند. اجازه چطور است؟

اگر نمی‌آید و اجازه نمی‌دهد باید حاکم شرع حکم کند. مردم هم باید تکلیفشان را انجام دهند و لو خودش به خاطر ترس نمی‌آید.

5.3- عبارات صاحب عروه در تجهیز میت

فصل الأعمال الواجبة المتعلقة بتجهيز الميت من التغسيل والتكفين والصلاة والدفن من الواجبات الكفائية، فهي واجبة على جميع المكلفين، وتسقط بفعل البعض، فلو تركوا أجمع أثموا أجمع، ولو كان مما يقبل صدوره عن جماعة كالصلاة إذا قام به جماعة في زمان واحد اتصف فعل كل منهم بالوجوب. نعم يجب على غير الولي الاستئذان منه، ولا ينافي وجوبه وجوبها على الكل، لأن الاستئذان منه شرط صحة الفعل، لا شرط وجوبه. وإذا امتنع الولي من المباشرة والإذن يسقط اعتبار إذنه، نعم لو أمكن للحاكم الشرعي إجباره له أن يجبره على أحد الأمرين، وإن لم يمكن يستأذن من الحاكم والأحوط الاستئذان من المرتبة المتأخرة أيضا.[28]

(مسألة 1): الإذن أعم من الصريح والفحوى وشاهد الحال القطعي.(مسألة 2): إذا علم بمباشرة بعض المكلفين يسقط وجوب المبادرة، ولا يسقط أصل الوجوب إلا بعد إتيان الفعل منه أو من غيره، فمع الشروع في الفعل أيضا لا يسقط الوجوب، فلو شرع بعض المكلفين بالصلاة يجوز لغيره الشروع فيها بنية الوجوب نعم إذا أتم الأول يسقط الوجوب عن الثاني فيتمها بنية الاستحباب.

(مسألة 3): الظن بمباشرة الغير لا يسقط وجوب المبادرة فضلا عن الشك.[29]

تجهیز باید مشروط به قصد قربت باشد.

اجرت برای اینها هم جایز نیست. در مراتب اولیا، مانند مراتب اولیای دیگر می‌دانیم. فرزندان و والدین تقدم دارند.

ظن به مبادرت غیر برای تجهیز میت، تکلیف را ساقط نمی‌کند تا چه رسد به شک.

بحث جلسه بعدی غسل و کفن و دفن بیمار کرونایی است.

تفاوتی با بیماران دیگر ندارد فقط باید مراقبت بیشتری داشته باشند. اگر گفتند این استحباب‌ها ضرر دارد با وجوب مزاحم نیست و ساقط می‌شود.

ان شاءالله بیماران کرونایی همه شفا بیابند و به این مرحله نرسند. اللهم اشف مرضانا. همه خدمت‌گزاران موفق باشند.

 


[1] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص364.
[2] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج38، ص29.
[3] التحصين، السيد بن طاووس، ج1، ص584.
[4] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج2، ص18.
[5] إحقاق الحق و إزهاق الباطل، التستري، القاضي نور الله، ج17، ص183.
[6] الأمالي، الشيخ الصدوق، ج1، ص547.
[7] بقره/سوره2، آیه207.
[8] الأمالي - ط دار الثقافة، الشيخ الطوسي، ج1، ص469.
[9] توبه/سوره9، آیه111.
[10] توبه/سوره9، آیه112.
[11] مائده/سوره5، آیه5.
[12] بقره/سوره2، آیه183.
[13] الألفين الفارق بين الصدق والمين، العلامة الحلي، ج1، ص4.
[14] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص661، أبواب الاحتضار و ما یناسبه، باب35، ح1، ط الإسلامية.
[15] الفقه على المذاهب الخمسة، مغنية، الشيخ محمد جواد، ج1، ص54.
[16] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص661، أبواب الاحتضار و ما یناسبه، باب35، ح2، ط الإسلامية.
[17] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص662، أبواب الاحتضار و ما یناسبه، باب35، ح6، ط الإسلامية.
[18] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص18.
[19] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص18.
[20] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص18.
[21] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص19.
[22] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص19.
[23] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص19.
[24] الغاية القصوى، شيخ عباس قمی، ج1، ص169.
[25] الغاية القصوى، شيخ عباس قمی، ج1، ص170.
[26] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص22.
[27] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص645، أبواب الاحتضار و ما یناسبه، باب20، ح1، ط الإسلامية.
[28] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص22.
[29] العروة الوثقى - جماعة المدرسین، الطباطبائي اليزدي، السيد محمد كاظم، ج2، ص23.