درس خارج فقه استاد هادی عباسی خراسانی

99/05/08

بسم الله الرحمن الرحیم

 

موضوع: مسائل مستحدثه/مسائل کرونا /حکم استفاده از الکل در ایام کرونا

 

1- حدیث اخلاقی

دیروز روز شهادت حضرت امام باقر علیه السلام باقر العلوم بود و فردا روز عرفه است. امروز یوم الترویه و در آستانه عید سعید قربان هستیم. بحث را متیمن می‌کنیم به فرازی از دعای عرفه و فرمایش امام باقر علیه السلام.

1.1- شرح فرازهایی از دعای عرفه

«اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ اَلَّذِي لَيْسَ لِقَضَائِهِ دَافِعٌ وَ لاَ لِعَطَائِهِ مَانِعٌ وَ لاَ كَصُنْعِهِ صُنْعُ صَانِعٍ وَ هُوَ اَلْجَوَادُ اَلْوَاسِعُ فَطَرَ أَجْنَاسَ اَلْبَدَائِعِ».[1]

قضای الهی هیچ گونه دافعی ندارد. قضای حضرت حق قطعی است. اگر به قضا رسید سنت الهی است و تبدیل و تبدل ندارد. [2] [3]

عطای الهی هم از قضای الهی است. «یا دائم الفضل علی البریة»[4] از قضای الهی است که هیچ گونه مانع و دافعی ندارد. خدا بخواهد عطا کند هیچ موجودی مانع نیست.

صنع باری تعالی هم از آن سو مانند ندارد. ﴿لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‌ءٌ﴾.[5] کاف زائد نیست. مثل مثل خدا نمونه ندارد و خود خداوند به طریق اولی مثل ندارد.

و هو الجواد الواسع؛ سه حقیقت جلوه گری می‌کند:

هویت، جواد و واسع.

عصاره دعای شریف عرفه که دعای معرفت و عرفان است همین چند مطلب است. باقی دعا تفصیل همین مطلب است.

قضای الهی حتمی است. عطای خدا مانع ندارد و صنع خدا بدیل ندارد. جواد واسع است. «یا دائم الفضل علی البریة»

«لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ وَ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ».[6]

ان شاء الله بتوانیم از عرفه خوب استفاده کنیم.

1.2- بهترین یقین

ان شاء‌الله بتوانیم نسبت به این مراحل به یقین برسیم. امام سجاد علیه السلام فرمودند: «وَ اجْعَلْ يَقِينِي أَفْضَلَ الْيَقِينِ».[7]

کمترین چیزی که تقسیم بین عباد شده یقین است آن هم بهترین یقین.[8]

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت به امیر المؤمنین علیه السلام فرمودند:

«إن الله بحكمه وفضله جعل الروح والفرح في اليقين والرضا، وجعل الهم والحزن في الشك والسخط».[9]

اگر به یقین رسیدیم آسایش و فرج و رضا داریم.

امام باقر علیه السلام و امام صادق علیهما السلام سفارش یقین کرده‌اند.

اگر باور کند هر چه هست از اوست نه نگران آینده است و نه غمگین از گذشته.

1.3- کارهای مهم امام باقر علیه السلام

ایشان چند کار را انجام دادند:

1) تهذیب معارف از مذاهب التقاطی.

2) دیگر اینکه معارف را به وسیله شاگردانشان تکمیل و تدوین کردند.

3) کار دیگر اینککه حضرت باقر العلوم شدند. نشر علوم حضرت تنها برای اسلام و مسلمانان نبود بلکه مذاهب، مکاتب و ادیان دیگر توحیدی و غیر توحیدی علومی را از ایشان فرا گرفتند.

4) کار چهارم حضرت بعد از نشر علوم این بود که تدریس را شایسته و بایسته دانستند.

دانشگاه‌های اسلامی و غیر آن مرهون خدمات علمی امام باقر علیه السلام هستند.

یکی از کارهایی که باعث موفقیت حضرت شد این بود که به قضای الهی معتقد بودند و اینکه عطای الهی مانع ندارد. همین دعای عرفه.

آن شخص نقل می‌کند رفتیم به دیدن حضرت دیدیم ناراحت هستند. گفتند بچه مریض هستند. نگران شدیم اگر بچه کاری شود چه می‌شود با این ناراحتی. شیون بلند شد. خانم‌ها را تسلی دادند. دیدم حضرت نگرانی‌شان کم شد. سؤال کردیم آن نگرانی چه شد؟ فرمودند ما معتقد به قضایی هستیم. «إنا لنحب أن نعافى فيمن نحب فإذا جاء أمر الله سلمنا فيما أحب».[10]

اگر کسی را دوست داریم می‌خواهیم در عافیت باشد ولی اگر امر الهی آمد تسلیم او هستیم.

چقدر زیبا است که از مصادیقی است که دین را از التقاط نجات می‌دهد. محبت و اراده الهی آمد و عطای الهی شد، تسلیم هستیم. چه بلیه و چه غیر آن.

خدا را شاکریم که در محضر کلمات ائمه علیهم السلام هستیم.

ان شاء‌الله به یقین برسیم.

2- خلاصه جلسه گذشته

در اینکه آیا الکل طاهر است یا نجس می‌توان استفاده درمانی کرد یا خیر؟ اختلاف نظر بود.

از موارد مشابه روایات و آیاتی راجع به خمر بود.

﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[11]

ما نمی‌توانیم بگوییم دو موجبه کلیه بین رجس و نجس حاکم است. کل رجس نجس و کل نجس رجس. بعضی معانی رجس نجس است. رجس پلیدی و نا پاکی است. یکی از معانی نا پاکی نجاست اصطلاحی است.

ما عرضمان این است که رجس و نجاست دارای مراتب است. نتوانستیم نجس را حقیقت شرعیه بدانیم.

در خمر هم حدود ده روایت داشتیم که اکثرا صحیحه بود و می‌گفت مسکر است و حرام ولی صحبت از نجس بودن نشد.

3- انواع نجاسات

راغب اصفهانی در مفردات می‌نویسد:

النَّجاسة: القَذَارة، وذلك ضرْبان: ضرْب يُدْرَك بالحاسّة، وضرْب يُدْرَك بالبصيرة.[12]

نجاست دو قسم است: قسمی با حس درک می‌شود ولی قسم دیگر خیر.

کافری شاید تمیز باشد ولی قذر است. گاهی به رؤیت هم قذر است.

4- عدم اختصاص خمر به شراب انگور

به چند نکته باید توجه کرد:

1) شکی نیست که خمر مسکر است و در روایات هست که خوردن آن حرام است.

2) در برخی روایات حکم به نجاست شده و در برخی نشده و هر دو صحیحه هستند.

3) خمر شهرتش این است که از انگور است ولی از خرما و سایر موارد هم خمر به وجود می‌آید.

در وسائل الشیعة باب 1 از ابواب اشربه محرمه روایات مختلفی دارد.

1) این روایت صحیحه است:

وعن أبي علي الأشعري، عن محمد بن عبد الجبار، عن صفوان بن يحيى، عن عبد الرحمن بن الحجاج، عن علي بن إسحاق الهاشمي، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: «قال رسول الله صلى الله عليه وآله: الخمر من خمسة: العصير من الكرم، والنقيع من الزبيب، والبتع من العسل، والمزر من الشعير، والنبيذ من التمر».[13]

منشأ و ساخت و ساز خمر از چند چیز است.

در برخی روایات گندم هم اضافه شده است.[14]

از مجموع روایات استفاده می‌کنیم که خمر اختصاص به عصیر انگور ندارد و این تنها شهرت است.

2) الحسن بن محمد الطوسي في (الأمالي) عن أبيه، عن أبي الحسن بن الحمامي أحمد بن محمد بن زياد القطان، عن إسماعيل بن أبي كثير، عن علي بن إبراهيم عن السرى بن عامر، عن النعمان بن بشير قال: «سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول: أيها الناس إن من العنب خمرا، وإن من الزبيب خمرا، وإن من التمر خمرا وإن من الشعير خمرا، ألا أيها الناس أنهاكم عن كل مسكر».[15]

می‌توانیم بگوییم الخمر مسکر. نهی به خاطر مسکر بودن است.

3) در روایت دیگر تفسیر آیه شریفه است از ابی جارود:

علي بن إبراهيم في (تفسيره) عن أبي الجارود، عن أبي جعفر عليه السلام في قوله تعالى: ﴿إنما الخمر والميسر﴾، الآية «أما الخمر فكل مسكر من الشراب إذا أخمر فهو خمر وما أسكر كثيرة فقليله حرام، وذلك أن أبا بكر شرب قبل أن تحرم الخمر فسكر إلى أن قال: فأنزل الله تحريمها بعد ذلك وإنما كانت الخمر يوم حرمت بالمدينة فضيخ البسر والتمر، فلما نزل تحريمها خرج رسول الله صلى الله عليه وآله فقعد في المسجد ثم دعا بآنيتهم التي كانوا ينبذون فيها فأكفاها كلها وقال: هذه كلها خمر حرمها الله فكان أكثر شئ [أكفى] في ذلك اليوم الفضيخ ولم أعلم أكفئ يومئذ من خمر العنب شئ الا إناء واحد كان فيه زبيب وتمر جميعا، فأما عصير العنب فلم يكن منه يومئذ بالمدينة شئ، وحرم الله الخمر قليلها وكثيرها وبيعها وشراءها والانتفاع بها، قال: وقال رسول الله صلى الله عليه وآله: من شرب الخمر فاجلدوه، فان عاد فاجلدوه، فان عاد الرابعة فاقتلوه، وقال: حق على الله أن يسقي من يشرب الخمر مما يخرج من فروج المومسات والمومسات الزواني يخرج من فروجهن صديد - والصديد قيح ودم غليظ مختلط يؤذي أهل النار حرة ونتنه، قال: وقال رسول الله صلى الله عليه وآله: من شرب الخمر لم تقبل منه صلاة أربعين ليلة، فان عاد فأربعين ليلة من يوم شربها، فان مات في تلك الأربعين ليلة من غير توبة سقاه الله يوم القيامة من طينة خبال» الحديث.[16]

هر مسکری که مایع باشد باید اسمش را خمر بگذاریم. حدیث طولانی است.

اینگونه فرمودند: هر چیزی که مسکر باشد از نوشیدنی که تخمیر شود خمر است.

الکل‌ها برخی تخمیری هستند و برخی خیر.

اگر ثابت شود که الکل مسکر است باید حکم به حرمتش شود.

5- وجوه جمع بین دو دسته روایت

از مجموع این روایات دو دسته روایات داریم: یکی قائل به نجاست خمر و دیگری طهارت آن. در نجاست و غیر آن روایات صحیحه داریم.

5.1- قول به تقیه

وجه جمع تقیه درست نیست چرا که اهل سنت بالاتفاق قائل به نجاست خمر هستند.

5.2- قول به نجاست

راه دیگر اینکه بگوییم ما دو حکم داریم:

حکم تکلیفی تحریمی که برای خمر و هر مسکری است.

حکم وضعی است که نجاست خمر است. هر چیزی که مسکر است نجس است.

5.3- قول به طهارت

در تعارض ادله و علاجیه گفتیم اگر دو دسته روایات داشتیم که از نظر مرجحات یکی بودند و ممتعادل، نمی‌شود از هر دو دست برداشت. برخی گفته‌اند نوبت به اصل می‌رسد الاصل دلیل من لا دلیل له. اصالة الطهارة حاکم می‌شود و اصل طهارت است نزد شک.

«کل شیء لک نظیف حتی تعلم انه قذر».[17]

کسانی که استدلال به نجاست کردند به اجماع استدلال کردند که ما قبول نکردیم. در میان قدما هم مخالف داشت مانند صدوقین و مرحوم اردبیلی که در مجمع الفائدة می‌فرماید:

واما دليل طهارته ، فالأصل ، والاستصحاب ، ودليل كل شي‌ء طاهر حتى تعلم انه نجس.[18]

این قاعده طهارت و استصحاب را دلیل طهارت می‌دانند.

5.4- نظر استاد (آیت الله عباسی خراسانی)

با کمال معذرت از همه بزرگان عرضمان این است که بحث حرمت خمر قطعی است. بحث نجاست آن ظنی است. در ظن با توجه به عدم حجیت اجماع، یا باید اصل طهارت جاری کنیم و یا نسبت به خمر بگوییم تصریحات ائمه برای پرهیز دادن بود که جزو مشروبات نباشد.

فرق بگذاریم بین حرمت مشروبات مسکر و بین خمری که نجس است. در روایت هست که اگر بر جامه ریخت تطهیر ندارد.

احتیاط به نجاست خمر است و دلیل قطعی ندرایم.

اگر مایعی مسکر بود حرام و نجس است؟

مایعات مسکر دیگر هم باید طبق نظر آنها حرام و نجس باشد.

مایعات مسکر در بین مردم و عرف آنها لفظ خمر و شراب اطلاق نمی‌شود. بر فرض اطلاق، حرمت شرب دارد ولی پرهیز به لحاظ نجاست ندارد.

می‌توان این حرف را زد که یکی از مصادیق مایعات سکر آور خمر است و شربش حرام است ولی نجس نیست و پرهیز ندارد.

6- چیستی سکر و مراتب آن

سکر باید موضوع‌شناسی شود. می‌گویند در تکلم انسان تصرف می‌کند و فرد هر حرفی می‌زند. در مسموعات و مبصرات تصرف می‌کند تا به بی‌هوشی هم می‌رسد.

این موارد مقول به تشکیک است: مسکر بودن، نجاست، رجس و مانند آن هر یک نشانه‌هایی در شیمی و طب‌شناسی دارند.

اگر از دو سانتی گرم در خون الکل بیشتر شود مستی می‌آورد.

﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‌ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ﴾[19]

آیه چقدر زیبا است.

نظر ما در تفسیر این است که کلمات بعدی کلمات قبلی را مفسر است. این خود تعریف سکر است که بتوانید حرف‌های خود را سنجیده بزنید.

در اینکه مایعات مسکر حرام هستند یا نه و نجس هستند یا نه، فرق بین حکم تکلیفی و وضعی است.

قالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله): «أَلَا وَ إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْخَمْرَ بِعَيْنِهَا وَ الْمُسْكِرَ مِنْ كُلِّ شَرَابٍ أَلَا وَ كُلُّ مُسْكِرٍ حَرَامٌ».[20]

چه الکل و چه چیز دیگر.

علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن أذينة. عن فضيل بن يسار قال: سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول لبعض أصحاب قيس الماصر: «...وحرم الله عز وجل الخمر بعينها وحرم رسول الله صلى الله عليه وآله المسكر من كل شراب».[21]

در اینکه مسکرات حرام هستند شکی نداریم. اما الکل آیا جزو مسکرات هست یا نیست؟ جزو خمر هست یا خیر؟

7- موضوع‌شناسی الکل

الکل را به دو گونه درست می‌کنند:

1) الکل را گاهی از تخمیر برخی مشروبات درست می‌کنند. خمر را جوش می‌آورند. الکل از 75 درجه بگذرد بخار می‌شود. آن را تخمیر می‌کنند، تبدیل به الکل می‌شود.

2) دومی اینکه از گاز و موارد زیرزمینی و معدنی ساخته می‌شود. بیشتر الکل‌های صنعتی همین‌طور است. برخی نه تنها مسکر نیست که متانول دارد بلکه مضر و مسموم‌کننده است. اینجا تغییر ماهیت دارد. ماهیتش با خمر متفاوت است.

الکل تخمیری از اتانول است و الکل طبی هم از این است، اگر مسکر باشد حرمت شرب دارد. بدون شک و شبهه پاک است و استفاده اشکال ندارد.

الکل تخمیری و غیر آن، طبی یا صنعتی، اگر اسکارش ثابت شود طبی و صنعتی حرمت شرب دارد. اگر اسکارش ثابت نشود حرمت شرب ندارد. استفاده برای مواد ضد عفونی بدون شک و شبهه اشکالی ندارد.

الکل هم دو قسم است: طبی اتانولش بیشتر است و صنعتی متانول در آن بیشتر است که سمی است. در اکثر داروهای خواب‌آور استفاده می‌شود که حرمت الکل ندارد گرچه شربت شود.

8- دسته‌بندی اقوال علما

1) برخی قائل به این هستند که الکل جزو خمر است و ماهیت خمر دارد، پس استفاده آن اشکال دارد.

ما این را نپذیرفتیم چرا که الکل بر فرض که خمر باشد حرمت دارد. عرف روزمره و اطبا بین خمر و الکل فرق می‌گذارند.

2) نظر دیگر مایعات سکر آور نجس هستند. اگر این عنوان را داشته باشد، و اسکارش ثابت شود، نجس می‌شود.

ما این را هم متاسفانه قبول نداریم. ما می‌گوییم بر فرض اسکار، حکم حرمت شرب دارد و این غیر نجاست است.

بالاخص اگر ضرورتی اقتضا کند هیچ گونه اشکالی در استفاده‌ از الکل نیست.

9- مروری بر روایات

روایات مختلفی را ببنید.

باب 18 ابواب اشربه محرمه وسائل: ان الخمر والنبيذ وكل مسكر حرام لا يحل إذا مزج بالماء وان كثر الماء[22] و باب 15 تحریم کل مسکر قلیلا کان او کثیرا،[23] نفرمودند نجاست فرمودند تحریم.

محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير عن عمر بن أذينة، عن الفضيل بن يسار قال: «ابتدأني أبو عبد الله عليه السلام يوما من غير أن أسأله فقال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله: كل مسكر حرام، قال: قلت: أصلحك الله كله؟ قال: نعم الجرعة منه حرام».[24]

این روایت نسبت به مسکر بودن و شرب است نه نجاست.

باب 20 را ملاحظه فرمایید: باب عدم جواز التداوي بشئ من الخمر والنبيذ والمسكر وغيرها من المحرمات اكلا وشربا.[25]

روایت ابن ابی عمیر از ابن اذینه:

محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير عن عمر بن أذينة قال: «كتبت إلى أبي عبد الله عليه السلام أسأله عن الرجل ينعت له الدواء من ريح البواسير فيشربه بقدر أسكرجة من نبيذ ليس يريد به اللذة إنما يريد به الدواء فقال: لا ولا جرعة ثم قال: إن الله عز وجل لم يجعل في شئ مما حرم دواء ولا شفاء».[26]

دکترها گفتند خمر استفاده کن. ولی خداوند در امر حرام شفایی قرار نداده است.

حکایت ام خالد عبدیه از امام صادق علیه السلام همان جواب را دادند.[27]

مداوای به حرام نه می‌شود و نه در شرایط معمولی جایز است. مجاز نیستیم برای شفای او خمر دهیم. مریضی معده داریم دکتر خمیر و نانی آغشته به خمر توصیه کرده است. فرمودند شفایی در آن نیست.

ولی اگر ضرورتی اقتضا کرد به گونه‌ای که بین مرگ و زندگی است و حیاتش به اکل حرام است، در روایات توصیه شده تا می‌تواند استفاده نکند. در روایات دیگر به قدر حاجت و قاعده رفع اضطرار اشکال ندارد مانند اکل میته.

در عین حالی که تکوینی شفایی در حرام نیست.

وسائل باب 21 از اطعمه محرمه را ملاحظه کنید.

عدم جواز الاكتحال بالخمر والمسكر والنبيذ الا في الضرورة.[28]

برخی برای چشم درد از سرمه مخمور استفاده می‌کردند.

محمد بن الحسن باسناده عن محمد بن أحمد بن يحيى، عن محمد بن الحسين والحسن بن موسى الخشاب، عن يزيد بن إسحاق شعر، عن هارون بن حمزة الغنوي عن أبي عبد الله عليه السلام في رجل اشتكى عينيه فنعت له بكحل يعجن بالخمر فقال: «هو خبيث بمنزلة الميتة فإن كان مضطرا فليكتحل به».[29]

اگر مضطر هستید اشکالی ندارد. صاحب وسائل می‌فرمایند أقول: وتقدم ما يدل على ذلك. قبلا گفتیم در این صورت اشکالی ندارد.

10- نظر فقهای معاصر درباره نجاست شراب

1) برخی واگذار به مکلف کرده‌اند اگر سکر آور است استفاده نکنید.

2) برخی حکم به طهارت دادند.

3) برخی حکم به نجاست الکل دادند.

10.1- قائلان به نجاست خمر

حضرت امام رحمه الله در رساله و استفتائات می‌فرمایند:

مسأله شراب و هر چيزى كه انسان را مست مى‌كند، چنانچه به خودى خود روان باشد، نجس است، و اگر مثل بنگ و حشيش، روان نباشد اگرچه چيزى در آن بريزند كه روان شود، پاك است.

مسأله 112- الكل صنعتى كه براى رنگ كردن درب و ميز و صندلى و مانند اينها بكار مى‌برند اگر انسان نداند از چيزى كه مست كننده و روان است درست كرده‌اند، پاك مى‌باشد.[30]

مرحوم آقای گلپایگانی و اراکی هم همین نظر را دارند.[31]

10.2- قائلان به نجاست بنا بر احتیاط وجوبی

آقای خوئی معتقدند مایع‌های سکر آور به احتیاط وجوبی نجس هستند.

شراب و نبيذى كه مسكر است، نجس است و بنا بر احتياط واجب هر چيزى كه انسان را مست مى‌كند، چنانچه به خودى خود روان باشد نيز نجس است.[32]

11- دیدگاه نهایی استاد درباره طهارت الکل

الکل آیا تکامل یافته خمر است که حرام و نجس است و یا موضوع دیگری است؟

ما به همین نظر رسیدیم که موضوعش تفاوت دارد. در حکم تکلیفی الکل و خمر یکی است در حرمت شرب ولی در حکم وضعی یعنی نجاست دو تا هستند.

1) در حکم وضعی خمر هم دلیل قاطعی نیافتیم که بگوییم خمر نجس است. احتیاطا نجس است. در مواد مسکر هم حکم خمر احتیاطی دارند. موضوع و ماهیت متفاوت است.

2) استفاده از الکل برای ضد عفونی اشکال ندارد و مواد را نجس نمی کند.

3) شرب برای درمان جایز نیست مگر درمان خاص در اضطرار باشد و اختصاص به الکل ندارد. به قدر ضرورت برای نجات از مرگ.

4) مسکر به طور مطلق چه مایع و چه غیر آن از باب اضرار و ضرر استفاده‌اش حرمت دارد ولی نجاست ندارد. مگر اینکه بگویید کل مسکر نجس، که قبول نکردیم. مواد اعتیاد آور ضرر دارد و حرام است.

5) ولی مریض را خواستند مورفین بزنند این اشکالی ندارد گرچه مایعات است و مشروب هم باشد. عنوان نجاست ندارد. در شرایط معمولی استفاده این هم جایز نیست.

تریاک هم جزو مسکرات است.

11.1- تفاوت الکل طبی و صنعتی

بین الکل طبی و صنعتی فرق است. طبی بدون رنگ است. صنعتی رنگی است که مسموم کننده است. هر دو اشتعال‌زا است. گاهی ابزار سوختی است. تفاوتش این است که طبی در درمان استفاده می‌شود. صنعتی از چوب برای رنگ است. آتش گرفته طبی آبی است ولی صنعتی زرد و غیره است. طبی گران‌تر است.

11.2- چند حکم فرعی درباره الکل

گاهی غش در معامله است اگر هر کدام از الکل طبی و صنعتی جای دیگری فروخته شود.

اگر روزی مثلا ستاد مبارزه با کرونا یا امور نظام پزشکی گفت الکل را نباید در اختیار همه قرار داد آیا اگر فروشنده‌ای در اختیار همه بگذارد، حکمش چیست؟ حرام است. باید رعایت قوانین حکومتی شود بخصوص نظامی که تحت نظارت ولی فقیه است.

دارویی گفته‌اند در دسترس کودکان قرار نگیرد. آیا این حرف طبیب راهنمایی است؟

خیر موضوع حکم فقهی را می‌آورد. در اختیار گذاشتن کودکان حرام است. اگر کودکی خورد حکم ضمان دارد.

12- جمع‌بندی بحث الکل

زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله از آن 5 تا بود (جو ذرت انگور خرما و عسل). الان از میوه‌های دیگر است. مهم اسکار است. اگر اسکار ملاک نجاست بود نجس است ولی ما قبول نداریم. احتیاط در پرهیز است.

جایی که نمی‌دانیم نجس است اشکال ندارد، مانند ماء‌الشعیر.

نوبت به اصول نمی‌رسد. اصل طهارت جاری می‌شود.

برخی در الکلی که از شراب گرفته شده، نظرشان این است که باید نجاست را استصحاب کنیم. ابقاء ما کان.

با کمال معذرت از اینها ما قائل به تبدل ماهیت هستیم. استحاله پاک کننده است. خمر، تخمیر شده است. همین که می‌گویند الکل اتانول یا متانول فرقی ندارد. پاک است. اصالة الطهارة جاری است.

 


[1] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص261.
[2] فاطر/سوره35، آیه43.
[3] ﴿فَلَنْ‌ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ‌ تَبْدِيلاً وَ لَنْ‌ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ‌ تَحْوِيلاً﴾.
[4] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص33.
[5] شوری/سوره42، آیه11.
[6] کلیات مفاتیح الجنان، قمی، شیخ عباس، ج1، ص261.
[7] الصحيفة السجادية - ط الهادی، ترجمه غرویان، محسن؛ ابراهیمی‌فر، عبدالجواد، ج1، ص92.
[8] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج67، ص180. امام رضا علیه السلام به نقل از امام باقر علیه السلام: «ولم يقسم بين الناس شئ أقل من اليقين».
[9] تحف العقول، ابن شعبة الحراني، ج1، ص11.
[10] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج3، ص226.
[11] مائده/سوره5، آیه90.
[12] المفردات في غريب القران، الراغب الأصفهاني، ج1، ص791.
[13] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص222، أبواب الأشربة المحرمة، باب1، ح3، ط الإسلامية.
[14] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص223، أبواب الأشربة المحرمة، باب1، ح6، ط الإسلامية.
[15] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص222، أبواب الأشربة المحرمة، باب1، ح4، ط الإسلامية.
[16] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص222، أبواب الأشربة المحرّمة، باب1، ح5، ط الإسلامية.
[17] مرآة العقول، العلامة المجلسي، ج12، ص400.
[18] مجمع الفائدة والبرهان في شرح إرشاد الأذهان، المحقق المقدّس الأردبيلي، ج1، ص310.
[19] نساء/سوره4، آیه43.
[20] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، الشيخ الصدوق، ج1، ص285.
[21] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج1، ص266.
[22] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص272، أبواب الاشربة المحرمة، باب18، ط الإسلامية.
[23] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص259، أبواب الاشربة المحرمة، باب15، ط الإسلامية.
[24] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص259، أبواب الأشربة المحرمة، باب15، ح1، ط الإسلامية.
[25] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص274، أبواب الأشربة المحرّمة، باب20، ط الإسلامية.
[26] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص274، أبواب الأشربة المحرّمة، باب20، ح1، ط الإسلامية.
[27] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص275، أبواب الأشربة المحرّمة، باب20، ح2، ط الإسلامية. وعن محمد بن الحسن، عن بعض أصحابنا، عن إبراهيم بن خالد عن عبد الله بن وضاح، عن أبي بصير قال: «دخلت أم خالد العبدية على أبي عبد الله عليه السلام وأنا عنده فقال: جعلت فداك إنه يعتريني قراقر في بطني وقد وصف لي أطباء العراق النبيذ بالسويق فقال: ما يمنعك من شربه؟ فقالت: قد قلدتك ديني فقال: فلا تذوقي منه قطرة لا والله لا آذن لك في قطرة منه فإنما تندمين إذا بلغت نفسك ههنا، وأومى بيده إلى حنجرته يقولها ثلاثا أفهمت؟ فقالت: نعم ثم قال أبو عبد الله عليه السلام: ما يبل الميل ينجس حبا من ماء يقولها ثلاثا».. أقول: صدر الحديث محمول على التقية أو الانكار للشرب لا للترك أو الاستفهام الحقيقي
[28] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص278، أبواب الأطعمة المحرّمة، باب21، ط الإسلامية.
[29] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج17، ص279، أبواب الأطعمة المحرّمة، باب21، ح5، ط الإسلامية.
[30] موسوعة الإمام الخميني 29 (رساله توضيح المسائل)، الخميني، السيد روح الله، ج1، ص21.
[31] رساله توضیح المسایل ( مراجع )، خمینی، روح الله و سایر مراجع، ج1، ص80.
[32] رساله توضیح المسایل ( مراجع )، خمینی، روح الله و سایر مراجع، ج1، ص80.