درس خارج فقه استاد هادی عباسی خراسانی

99/05/06

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: مسائل مستحدثه/مسائل کرونا /استفاده از الکل

 

1- حدیث اخلاقی

حضرت امام حسن علیه السلام فرمودند:

«عجب لمن يتفكّر في مأكوله كيف لا يتفكر في معقوله!؟ فيجنب بطنه ما يؤذيه ويودع صدره مايرديه».[1]

1.1- اندیشه در غذای جسم و جان

فرمودند من تعجب می‌کنم برای کسی که اهل تفکر و اندیشه در خوراک خود هست، چطور در غذای روحش تفکر نمی‌کند. مأکول غذای جسم است. بهداشتی باشد مسموم نباشد. مانده نباشد. معقول غذای روح است. بحثی در اتحاد عاقل و معقول در فلسفه و حکمت هست که همه یکی هستند.[2] معقول نماد روح است. گاهی انسان در غذاهای جسمانی‌اش تفکر دارد ولی در غذاهای روحانی‌اش تفکر ندارد. آنچه شکمش را مبتلا می‌کند پرهیز می‌کند، مثلا در بیماری کرونا مراعات می‌کند که مبتلا نشود ولی وعاء‌ علمش آنچه او را پست و خار می‌کند انجام می‌دهد.

باید انسان همان طور که مواظب غذای جسمش است مواظب غذای جانش هم باشد. ابزار جسمانی ما ابزار قوای روحانی ما است. چشم و گوش و این ابزار همه ابزار هستند برای روح ما.

ما گاهی تشبیه می‌کنیم چشم و دو گوش و دهان را که پنج بندر وجود انسان است. از همه مهم‌تر همین دهان است. انسان باید مراقبت باشد این خوراک جسمانی تبدیل به خوراک معنوی می‌شود. علم را از هر کس نمی‌تواند بیاموزد. باید ببیند این اندیشه‌ها از چه کسی است؟ مسموم هست یا نه؟ از شبهه علمی و شهوت عملی آلوده نشده باشد. هر چیزی را نباید بنویسد و بخواند.

﴿فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‌ طَعامِهِ﴾[3]

خداوند فرمود انسان باید به طعامش نگاه کند؛ این طعام، اعم از طعام جسم و جان است.

1.2- توصیه‌ای مهم به حوزه‌های علمیه و مراکز علمی

امام باقر علیه السلام در ضمن تفسیر این آیه شریفه که کلمات معصومین تفسیر واقعی قرآن است، فرمودند: «الى علمه الذي يأخذه عمن يأخذه».[4]

از چه کسی می‌آموزد؟ چه می‌آموزد؟ به چه کسی می‌آموزد؟ بد آموز نباشد. فکرش را تا ابد اسیر نکند.

همه والدین به خصوص حوزه‌های علمیه مد نظر داشته باشند که اندیشه مردم دستشان است، هر چیزی به خوراک فکری مردم وارد نشود. جهاد علمی بالاتر از جهاد‌های دیگر است. اینکه انسان شبهات را جواب دهد. شاید دشمن از این مسائل مستحدثه مانند کرونا بخواهد سوء استفاده کند. همان‌طور که توصیه‌های بهداشتی را رعایت می‌کنیم و جسممان را سالم نگه می‌داریم باید روحمان را در حوادث واقعه مراقبت کنیم و با تهجد و توسل و تقوا بیمه کنیم.

﴿اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ﴾[5]

اول تقوا است و اگر بود علم هم می‌آید. علمی که بعد از تزکیه باشد و آموزشی که بعد از پرورش باشد، خوراک روح هم وارداتی مانند آن که حضرت حق می‌خواهد می‌شود.

1.3- فرزند صالح نتیجه روزی حلال

اگر واردات روح پاک باشد صادرات هم خوب می‌شود و فرزندان صالح.

امام صادق علیه السلام: «کسب الحرام يبين في الذرية».[6] رزق حرام در نسل انسان خود را نشان می‌دهد.

رزقنا الله ایانا و ایاکم که هم مراقب جسممان باشیم و هم مراقبت روح داشته باشیم و کشیک نفس بکشیم.

یا ولی العافیة نسئلک العافیة عافیة‌ الدنیا و الآخرة.

2- خلاصه جلسه گذشته

در جلسه گذشته بحث نذر بود. به این نتیجه رسیدیم که اگر موضوع نذری با بحث مراقبت‌ها تزاحم داشت باید دید موضوع خاص است یا خیر؟

1) اگر قابل جمع با مراقبت است مثلا هم عزاداری و هم رعایت بهداشت باید انجام دهد.

2) اگر جمع نشد و قابل تاخیر است باید به تاخیر بیندازد و بعد از آن در اولین شرایط وفا کند.

3) اما اگر روز خاص است و مثلا عرفه است یا محرم و عاشورای حسینی و به هر دلیلی به خاطر مراقبت‌های ویژه نمی‌تواند شرکت کند، چون حق الناس مقدم است بر حق الله که نذر است حاکم است. نذر، سالبه به انتفای موضوع می‌شود. ادای نذر با واجب مراقبت منافات دارد.

اگر نتوانست انجام دهد، ادله وجوبی که حق الناس در آن باشد مقدم است.

3- حکم استفاده از الکل

از مباحث مورد نیاز دیگر که سؤال هم می‌شود بحث الکل است.

از الکل برای بهداشتی کردن و ضد عفونی کردن و احیانا برای درمان ممکن است استفاده شود، حکمش چیست؟

اگر روزی درمان بیماری خاصی مانند کرونا به استفاده از چیزی شد که حرام است، حکمش چیست؟ در صورتی که به حرمت اکل الکل قائل شدیم، مجاز هستیم یا خیر؟ درمان با حرام حرمت دارد یا خیر؟

3.1- موضوع‌شناسی الکل

همان‌طور که بارها گفتیم موضوع‌شناسی در فقه از کارهای ضروری است که باید انجام دهیم به خصوص در مسائل مستحدثه. گرچه شاید برخی مجتهدان معتقد باشند که حکم کار فقیه است و موضوع اختصاص به او ندارد. در نگاه اول این است ولی موضوع‌شناسی برای فقیه فضل خاصی است. ذلک فضل. کارگشای در احکام هست. اگر موضوع حکم را فقیه بشناسد حکم را راحت‌تر می‌تواند تبدیل کند.

الکل مایه آلی ترکیب شده از هیدروژن و اکسیژن و کربن است که کاربردهای پزشکی و مختلف دارد.[7]

3.2- بیان مسأله

آیا هم نجس است و هم حرمت شرب دارد؟ یا تنها حرمت شرب دارد و نجس نیست؟

از موضوعات مشابه با بحث ما موضوع خمر و مسکرات است.

باید دید در آیات و روایات کلمه مشابهی هست یا خیر؟

در عرف باید دید آیا هر مایع سکرآوری خمر است؟ یا تنها مایع سکرآوری خمر است که از انگور باشد؟ یا مایع مست‌کننده‌ای خمر است که از اموری باشد که در روایات است مانند انگور، خرما، عسل و غیر آن.

یا بگوییم هرچه تخمیری در آن صورت گیرد خمر است؟

خمر به معنای پوشاندن و پنهان کردن است؛[8] از این جهت که عقل انسان را می‌پوشاند خمر می‌گویند. مخمر و مخمور و خمار[9] [10] به همین جهت است.

3.3- آیات قرآن درباره خمر

درباره‌ خمر هم آیات داریم و هم روایات.

6 آیه داریم در قرآن که خمر دارد:

1) ﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ﴾[11]

2) ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[12]

3) ﴿إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ﴾[13]

4) ﴿وَ دَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَيانِ قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَراني‌ أَعْصِرُ خَمْراً وَ قالَ الْآخَرُ إِنِّي أَراني‌ أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسي‌ خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْهُ نَبِّئْنا بِتَأْويلِهِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنينَ﴾[14]

5) ﴿يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقي‌ رَبَّهُ خَمْراً وَ أَمَّا الْآخَرُ فَيُصْلَبُ فَتَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِيَ الْأَمْرُ الَّذي فيهِ تَسْتَفْتِيانِ﴾[15]

6) ﴿مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتي‌ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ كَمَنْ هُوَ خالِدٌ فِي النَّارِ وَ سُقُوا ماءً حَميماً فَقَطَّعَ أَمْعاءَهُمْ﴾[16]

3.4- معنای رجس در لغت

این رجس را اکثرا به معنای نجس گرفته‌اند.

راغب می‌گوید رجس همان نجس است.[17]

در تحلیلی که داریم رجس اعم از نجس و غیر آن است. هم پلیدی است و هم نجسی. نمی‌توانیم رجس را مرادف با نجس بدانیم. تصادق دارد ولی عینیت ندارد.

این یک مطلب که لسان و مصباح و صحاح را ملاحظه کنید:

لسان العرب می‌نویسد: الرِّجْسُ: القَذَرُ، وَقِيلَ: الشَّيْءُ القَذِرُ. ورَجُسَ الشيءُ يَرْجُسُ رَجاسَةً، وإِنه لَرِجْسٌ مَرْجُوس، وكلُّ قَذَر رِجْسٌ. ورِجْسٌ: نِجْسٌ، ورَجِسٌ: نَجِسٌ؛[18]

جوهری در صحاح می‌گوید: الرِّجْسُ: القَذَر.[19]

فیومی در مصباح المنیر می‌نویسد: الرِّجْسُ النَّتْنُ وَالرِّجْسُ الْقَذَرُ.[20]

رجس را اعم از نجس و غیر آن گرفته‌اند.

3.5- روایات در باب خمر

1) در روایات هم رسول مکرم صلی الله علیه و‌ آله سخنی دارند که عامه و امامیه استناد کردند: «الْخَمْرُ مِنْ هَاتَيْنِ الشَّجَرَتَيْنِ: النَّخْلَةِ وَالْعِنَبَةِ».[21] [22] اشاره به انگور و نخل کردند. می‌توان گفت تخصیص است یا تمثیل؟

اگر تخصیص باشد فقط خمر از نخل و انگور است. عرف شریعت، عرف مردم و عرف متشرعه داریم. حقیقت شرعیه خمر برای چه است؟

متداول خمر هر نوع خمری را نمی‌گویند بلکه به ساخته شده از انگور می‌گویند.

صاحب وسائل روایات مختلفی را نقل می‌کنند.

باب 38 از ابواب النجاسات کتاب الطهارة این عنوان است:

نجاسة الخمر و النبیذ و الفقاع و کل مسکر

از مجموع این روایات این را استفاده می‌کنیم که عنوان خمر در بعضی روایات 5 منشأ دارد: جو ذرت انگور خرما و عسل.

در بحث نجاست روایات صحیحه داریم.

اولین روایت باب در کافی و تهذیب و استبصار هست در اکثر کتب اربعه:

2) محمد بن يعقوب، عن الحسين بن محمد، عن عبد الله بن عامر، عن علي بن مهزيار، عن فضالة بن أيوب، عن عبد الله بن سنان، قال: «سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الذي يعير ثوبه لمن يعلم أنه يأكل لحم الجري أن يشرب الخمر فيرده أيصلي فيه قبل أن يغسله؟ قال: لا يصلي فيه حتى يغسله».[23]

جری مار ماهی است که یهودی‌ها می‌خوردند.

گفت با یهودی‌ها زندگی می‌کنیم ماهی حرام می‌خورند یا شرب خمر دارند. لباسی دادیم و گرفتیم. قبل شستن در آن نماز بخوانیم؟ فرمودند نه قبلش بشویید.

چیزی که نجس است حرمت اکل هم دارد آیا استفاده نجاست می‌شود؟

3) وبالاسناد عن علي بن مهزيار، وعن محمد بن يحيى، عن أحمد بن محمد، وعن علي بن محمد، عن سهل بن زياد، عن علي بن مهزيار قال: «قرأت في كتاب عبد الله بن محمد إلى أبي الحسن عليه السلام: جعلت فداك روى زرارة عن أبي جعفر وأبي عبد الله عليه السلام في الخمر يصيب ثوب الرجل أنهما قالا: لا بأس بأن تصلي فيه، إنما حرم شربها».[24]

این روایت مقابل روایت قبلی است. گفتند اشکالی ندارد در لباسی که خمر به آن خورده نماز بخوانید. شربش حرام است نه اینکه نجس باشد.

4) روایت دیگر از امام صادق علیه السلام:

عن علي بن إبراهيم، عن محمد بن عيسى، عن يونس، عن بعض من رواه عن أبي عبد الله عليه السلام قال: «إذا أصاب ثوبك خمر أو نبيذ مسكر فاغسله إن عرفت موضعه، وإن لم تعرف موضعه فاغسله كله، وإن صليت فيه فأعد صلاتك».[25]

اینجا ثوب است و هم خمر و هم نبیذ دارد که فرمودند شسته شود.

روایات حساب شده انتخاب شده است. یکی ثوب بود تنها با برخورد خمر. ولی در دیگری نبیذ و مسکر هم هست. دیگری گفتند اشکال ندارد.

یقینا خمر مسکر است. آیا المسکر خمر هم درست است؟ اگر از آن سو صدق کرد حکم هم مسلم می‌شود.

ان عرفت موضعه. اگر جایش را می‌دانی آب بکش ولی اگر نمی‌دانی همه لباس را بشوی. چون شبهه مصداقی است و باید همه را انجام دهد.

5) الحسين بن محمد، عن عبد الله بن عامر، عن علي بن مهزيار، ومحمد بن يحيى عن أحمد بن محمد، عن علي، وعلي بن محمد، عن سهل بن زياد، عن علي بن مهزيار قال: «قرأت في كتاب عبد الله بن محمد إلى أبي الحسن (عليه السلام): جعلت فداك روى زرارة، عن أبي جعفر وأبي عبد الله صلوات الله عليهما في الخمر يصيب ثوب الرجل أنهما قالا: لا بأس بأن يصلي فيه إنما حرم شربها. وروى غير زرارة، عن أبي عبد الله (عليه السلام) أنه قال: إذا أصاب ثوبك خمر أو نبيذ - يعني المسكر - فاغسله إن عرفت موضعه وإن لم تعرف موضعه فاغسله كله وإن صليت فيه فأعد صلاتك - فأعلمني ما آخذ به؟ فوقع بخطه (عليه السلام): خذ بقول أبي عبد الله (عليه السلام)».[26]

از این استفاده می‌کنیم که خمر نجس است. پس باید آب کشیده شود.

6) روایت یونس بن عبدالرحمن از هشام ابن حکم که از فقاع پرسیدند. فقاع همان ماء‌الشعیر است.

آیا فقاع خمر است؟

محمد بن يحيى، عن بعض أصحابنا، عمن ذكره عن أبي جميلة البصري، قال: «كنت مع يونس ببغداد فبينا أنا أمشي معه في السوق إذ فتح صاحب الفقاع فقاعه فأصاب ثوب يونس فرأيته قد اغتم لذلك حتى زالت الشمس فقلت له: ألا تصلي يا أبا محمد فقال: ليس أريد أن أصلي حتى أرجع إلى البيت فأغسل هذا الخمر من ثوبي، قال: فقلت له: هذا رأيك أو شئ ترويه؟ فقال: أخبرني هشام بن الحكم أنه سأل أبا عبد الله عليه السلام عن الفقاع فقال: لا تشربه فإنه خمر مجهول فإذا أصاب ثوبك فاغسله».[27]

از این استفاده می‌شود که نجس است.

7) روایت عمار از امام صادق علیه السلام:

عن عمار بن موسى عن أبي عبد اللّه (عليه السلام) في الإناء يشرب منه النبيذ فقال يغسله سبع مرات و كذلك الكلب و عن الرجل أصابه عطش حتى خاف على نفسه فأصاب خمرا قال يشرب منه قوته و سئل عن المائدة إذا شرب عليها الخمر المسكر قال حرمت المائدة و سئل فإن قام رجل على مائدة منصوبة يأكل مما عليها و مع الرجل مسكر لم يسق أحدا ممن عليها بعد؟

قال: «لا يحرم حتى يشرب عليها و إن يرجع بعد ما يشرب فالوذج فكل فإنها مائدة أخرى يعني كل الفالوذج و لا تصل في بيت فيه خمر و لا مسكر لأن الملائكة لا تدخله و لا تصل في ثوب أصابه خمر أو مسكر حتى يغسل سئل عن النضوح المعتق كيف يصنع به حتى يحل؟

قال: خذ ماء التمر فأغله حتى يذهب ثلثا ماء التمر و عن رجلين نصرانيين باع أحدهما من صاحبه خمرا أو خنازير ثم أسلما قبل أن يقبض الدراهم هل تحل له الدراهم؟

قال: لا بأس و عن الرجل يأتي بالشراب فيقول هذا مطبوخ على الثلث قال إن كان مسلما ورعا مأمونا فلا بأس أن يشرب، عمار قال سألت أبا عبد اللّه (عليه السلام) عن الرجل يكون مسلما عارفا إلا أنه يشرب المسكر هذا النبيذ فقال يا عمار إن مات فلا تصل عليه».[28]

خمر یا مسکر را هر دو فرمودند. در برخی روایات واو عاطفه است اینجا "أو" آمده است. آیا افراد دیگری هم دارد؟

8) روایت زکریا بن آدم.

محمد بن يحيى، عن محمد بن موسى، عن الحسن بن المبارك، عن زكريا بن آدم قال: «سألت أبا الحسن عليه السلام عن قطرة خمر أو نبيذ مسكر قطرت في قدر فيها لحم كثير ومرق كثير فقال عليه السلام: يهراق المرق أو يطعمه لأهل الذمة أو الكلاب، واللحم فاغسله وكله، قلت: فإن قطر فيها الدم؟ فقال: الدم تأكله النار إن شاء الله، قلت: فخمر أو نبيذ قطر في عجين أو دم؟ قال: فقال: فسد، قلت: أبيعه من اليهود والنصارى وأبين لهم فإنهم يستحلون شربه؟ قال: نعم، قلت: والفقاع هو بتلك المنزلة إذا قطر في شئ من ذلك؟ قال: أكره أن آكله إذا قطر في شئ من طعامي».[29]

در آبگوشتی خمر قطره‌ای ریخته است. فرمودند آبش را بریزید ولی گوشت را بشویید و بخورید.

3.6- برداشت از روایات

از مجموع اینها می‌توانیم این استفاده را داشته باشیم که خمر هر چیزی است که مسکر باشد و در آن تخمیر است. آیا خمر اطلاق دارد یا مسکر خاصی است که از عنب باشد؟

اگر متداول بین مردم آن زمان را پیش برویم شراب مصطلح بین آنها خمری بود که از انگور بود. گرچه در روایات از جو ذرت انگور خرما و عسل هم هست. این پنج چیز.

در قرآن هم سکاری آمده است.

1) ﴿يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فيهِما إِثْمٌ كَبيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ﴾[30]

2) ﴿يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ﴾[31]

3) ﴿إِنَّما يُريدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ﴾[32]

4) ﴿يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‌ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ﴾[33]

در این جهت هیچ شکی نیست که خمر به عبارتی مسکر است. دلایلی بر ناپاکی خمر هم هست. در زمان بعثت نبی معظم صلی الله علیه و آله رایج بود. در سال چهارم هجری حکم حرمت خمر آمد.

وقتی حکم حرمت خمر آمد عده‌ای آمدند از تازه مسلمان‌ها که هر حکمی بگویی اجرا می‌کنیم ولی این برای ما سخت است. ایشان کلماتی فرمودند که خیلی سنگین است.[34]

3.7- دیدگاه فقها در نا پاکی خمر

3.7.1- قائلان به نجاست خمر

یکی از ادله‌ای که برای نجاست خمر مطرح کرده‌اند، اجماع است.

3.7.1.1- سید مرتضی

مرحوم آقای بروجردی سخن متقدمین را تالی تلو معصومین علیهم السلام می‌دانند که متن حدیث را در فتوا می‌آوردند. سید مرتضی در ناصریات ادعای اجماع کرده‌اند.

المسألة السادسة عشرة: "الخمر نجسة، وكذلك كل شراب يسكر كثيرة" لا خلاف بين المسلمين في نجاسة الخمر، إلا ما يحكى عن شذاذ لا اعتبار بقولهم والذي يدل على نجاستها قوله تعالى: ﴿إنما الخمر والميسر والأنصاب والأزلام رجس من عمل الشيطان﴾ [سورة المائدة، الآية: 90] وقد بينا [مر ذلك في المسألة 14 وأيضا في الانتصار، ص15] أن الرجس والرجز بمعنى واحد في الشريعة. فأما الشراب الذي يسكر كثيره: فكل من قال إنه محرم الشرب، ذهب إلى أنه نجس كالخمر. وإنما يذهب إلى طهارته من ذهب إلى إباحة شربه. وقد دلت الأدلة الواضحة على تحريم كل شراب أسكر كثيره، فوجب أن يكون نجسا، لأنه لا خلاف في أن نجاسته تابعة لتحريم شربه.[35]

ایشان ادعای اجماع بر حرمت و نجاست خمر و هر نوشیدنی سکرآور کرده‌اند و مدعی شده‌اند در نجاست و حرمت خمر هیچ اختلافی بین مسلمانان نیست.

3.7.1.2- ابن‌زهره

ابن زهره در غنیه می‌نویسد:

والخمر نجسة بلا خلاف ممن يعتد به [نسخه بدل: بلا خلاف إلا من لا يعتد به] ، وقوله تعالى ﴿إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصابُ وَالْأَزْلامُ رِجْسٌ﴾ [المائدة : ٩٠.] يدل على نجاستها ، وكل شراب مسكر نجس؛ والفقاع نجس بالإجماع المشار إليه.[36]

3.7.1.3- شیخ طوسی

شیخ طوسی در مبسوط می‌فرماید:

و الخمر نجسة بلا خلاف أو كل مسكر عندنا حكمه حكم الخمر، و ألحق أصحابنا الفقاع بذلك.[37] [38]

3.7.1.4- ابن‌ادریس

مرحوم ابن ادریس در سرائر:

و الخمر نجس، بلا خلاف، و لا تجوز الصلاة في ثوب، و لا بدن، أصابه منها، قليل و لا كثير، إلا بعد إزالتها، مع العلم بها.[39]

در نجاست خمر، اجماع است در نتیجه نجس است و اگر لباسی آلوده شده باید تطهیر شود.

3.7.1.5- علامه، محقق حلی و شهیدین

علامه،[40] محقق[41] و شهیدین[42] هم از قدما نجاست خمر را مطرح کرده‌اند.

3.7.1.6- نظر عامه

فقهای عامه همه اجماع بر حرمت اکل و نجاست دارند.[43] [44]

3.7.2- قائلان به طهارت خمر

مرحوم ابن بابویه پدر شیخ صدوق[45] و خود شیخ صدوق (پسر)[46] و ابن ابی عقیل و جعفی[47] و بعدی‌ها مانند محقق اردبیلی،[48] صاحب مدارک[49] و محقق خوانساری[50] قائلند که خمر نجس نیست و پاک است.

3.8- قائلان به احتیاط در نجاست خمر

محقق در معتبر معتقدند نجاست خمر اختلافی است.[51] ادله اقامه شده را کافی به مقصود نمی‌دانند و از باب احتیاط حکم به نجاست خمر می‌کنند.

معتبر و مختصر علامه حلی مورد تمسک تمام فقهای مذاهب است.

علامه در مختلف: مسألة: الخمر وكل مسكر، والفقاع، والعصير إذا غلا قبل ذهاب ثلثيه بالنار أو من نفسه نجس ذهب إليه أكثر علمائنا.[52]

3.9- تأمل استاد

این کلمات را برای این نقل کردم که شخصیتی مثل علامه فرمودند اکثر علمای ما یعنی اجماعی نیست.

اولا ما اجماع را حجت نمی‌دانیم. اجماعی حجت است که کاشف از قول معصوم باشد و دلیلی مستقل نیست.

ثانیا این اجماع با وجود این اختلاف، قابل تأمل است.

شیخ صدوق می‌نویسد:

ولابأس أن تصلی فی ثوب اصابه خمر، لانّ الله تعالی حرّم شربها، ولم یحرم الصلاة فی ثوب أصابته.[53]

کاملا تصریح دارند که حرمت شرب دارد ولی نجاست ندارد. اگر به لباسی ریخت تطهیر نیاز نیست.

روایات دو دسته هستند در یک دسته 8 روایت و در دیگری 10 روایت معتبر. روایات هر دو قسمت اعتبار دارد. اجماع هم که ثابت نیست چرا که دخولی نیست.

3.10- راه جمع بین روایات

جمع بین روایات و استدلال بر بحث خمر دچار مشکل می‌شود. برخی گفته‌اند روایاتی که قائل به عدم نجاست است حمل بر تقیه کنیم. حمل بر تقیه برای وقتی است که علمای عامه موافق آن باشند ولی اینجا کاربرد ندارد چرا که عامه اتفاق بر نجاست دارند.

عرض ما این است که به خاطر آیات و روایات، شک و شبهه‌ای در حرمت شرب خمر نیست. اگر ما بتوانیم رجس را به معنای نجس بگیریم اثبات نجاست خمر می‌شود.

کلمات لغوین را نقل کردیم.

معنای رجس

لسان العرب رجس را همان نجس می‌دانست و امر قذر. قذر نیز بدین معنا است:

قدما می‌گفتند قذر همان نجس است: وعن الازهري القذر الخارج من بدن الانسان، يعني الغائط. والقذر: النجاسة، وبكسر المعجم المتنجس.[54]

بنابراین قذر و نجس و رجس به یک معنا است.

شیخ مرتضی هم قبلا گفتیم بر این عقیده بود که: الرجس و الرجز بمعنی واحد فی الشریعة.

شیخ طوسی نیز فرمود: والرجس هو النجس بلا خلاف.[55]

علامه حلی در منتهی می‌فرماید: و الرجس فی اللغة النجس.[56]

نظر استاد در نجاست خمر

ما می‌توانیم با آیه شریفه از راه رجس اثبات نجاست کنیم. ظاهرا رجس اعم از نجاست و غیر آن است. ما نمی‌توانیم حقیقت شرعیه درست کنیم. تصادق رجس و نجس جای شک و شبهه نیست. آیا تساوی هست یا خیر؟

با تفحصی که کردیم این نیست و رجس و نجس، مساوی نیست. ما از آیه شریفه قرآن احتمال نجاست را استفاده می‌کنیم نه یقین به نجاست را. احتمال نجاست که شد، می‌توان گفت احتیاطا نجس است. از باب اینکه رجس بخشی از آن نجس است.

ببینیم وجه جمع در روایات می‌شود داشت یا خیر؟

راغب اصفهانی در مفردات می‌نویسد: والرِّجْسُ يكون على أربعة أوجه: إمّا من حيث الطّبع، وإمّا من جهة العقل، وإمّا من جهة الشرع، وإمّا من كلّ ذلك كالميتة، فإنّ الميتة تعاف طبعا وعقلا وشرعا، والرِّجْسُ من جهة الشّرع: الخمر والميسر، وقيل: إنّ ذلك رجس من جهة العقل. [57]

راغب می‌گوید رجس دارای مراتب است که یک مرتبه‌اش نجس است. این حرف خوبی است. چیز پلید و زشت و ناشایست. در پلیدی‌اش شکی نیست ولی برای نجاست دلیل خارجی می‌خواهیم. اینکه نجاست حقیقت شرعیه باشد و این حقیقت قابل استناد باشد، این‌گونه نیست. فعلا این دلیل خاص را نداریم.

خمر شربش حرام است و به احتیاط نجاست دارد و در میان متقدمین هم قول به نجاست داریم و هم عدم آن. از اطلاق آیه شریفه استفاده نمی‌شود.

باید دید الکل داخل در خمر است یا خیر؟ کل مسکرات نجس است یا خیر؟ الکل تخمیری و صنعتی فرق دارد یا خیر؟

 


[1] بحار الأنوار - ط دارالاحیاء التراث، العلامة المجلسي، ج1، ص218.
[2] الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة، الملا صدرا، ج3، ص278.
[3] عبس/سوره80، آیه24.
[4] من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج4، ص578.
[5] بقره/سوره2، آیه282.
[6] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج5، ص125.
[7] http://wikifeqh.ir/.
[8] المفردات في غريب القران، الراغب الأصفهاني، ج1، ص298.
[9] نور/سوره24، آیه31.
[10] ﴿وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‌ جُيُوبِهِنَّ﴾.
[11] بقره/سوره2، آیه219.
[12] مائده/سوره5، آیه90.
[13] مائده/سوره5، آیه91.
[14] یوسف/سوره12، آیه36.
[15] یوسف/سوره12، آیه41.
[16] محمد/سوره47، آیه15.
[17] المفردات في غريب القران، الراغب الأصفهاني، ج1، ص342.
[18] لسان العرب، ابن منظور، ج6، ص94.
[19] الصحاح تاج اللغة وصحاح العربية، الجوهري، أبو نصر، ج3، ص933.
[20] المصباح المنير في غريب الشرح الكبير، الفيومي، أبو العباس، ج1، ص219.
[21] صحيح مسلم، مسلم، ج3، ص1573.
[22] الجامع الصغير، السيوطي، جلال الدين، ج1، ص638.
[23] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص1054، أبواب النجاسات، باب38، ح1، ط الإسلامية.
[24] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص1055، أبواب النجاسات، باب38، ح2، ط الإسلامية.
[25] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج2، ص1055، أبواب النجاسات، باب38، ح3، ط الإسلامية.
[26] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج3، ص407.
[27] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص423.
[28] مسند الإمام الصادق أبي عبد الله جعفر بن محمد(ع)، العطاردي، الشيخ عزيز الله، ج18، ص59.
[29] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج6، ص422.
[30] بقره/سوره2، آیه219.
[31] مائده/سوره5، آیه90.
[32] مائده/سوره5، آیه91.
[33] نساء/سوره4، آیه43.
[34] مسند الإمام الباقر أبي جعفر محمد بن علي(ع)، العطاردي، الشيخ عزيز الله، ج5، ص162. الصدوق، حدّثنى الحسين بن أحمد، عن أبيه، عن محمّد بن أحمد، عن علىّ بن إسماعيل، عن أحمد بن النضر، عن عمرو بن شمر، عن جابر، عن أبى جعفر (عليه السلام)‌ قال: «لعن رسول اللّه (صلّى اللّه عليه و آله) فى الخمر عشرة: غارسها و حارسها و عاصرها و شاربها و ساقيها و حاملها و المحمولة إليه و بايعها و مشتريها و آكل ثمنها».
[35] مسائل الناصريات، السيد الشريف المرتضي، ج1، ص95.
[36] غنية النزوع إلى علمي الأصول والفروع، ابن زهرة، ج1، ص41.
[37] المبسوط في فقه الإمامية، الشيخ الطوسي، ج1، ص36.
[38] المبسوط في فقه الإمامية، الشيخ الطوسي، ج8، ص57.
[39] السرائر الحاوي لتحرير الفتاوي، ابن إدريس الحلي، ج1، ص178.
[40] تذكرة الفقهاء- ط آل البيت، العلامة الحلي، ج1، ص64.
[41] شرائع الإسلام في مسائل الحلال و الحرام -ط اسماعیلیان)، المحقق الحلي، ج3، ص175.
[42] الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، الشهيد الثاني، ج1، ص287.
[43] الفقه على المذاهب الخمسة، مغنية، الشيخ محمد جواد، ج1، ص26.
[44] الفقه على المذاهب الأربعة، عبد الرحمن الجزيري، ج5، ص18.
[45] مختلف الشيعة في أحكام الشريعة‌، العلامة الحلي، ج9، ص211.
[46] من لا يحضره الفقيه، الشيخ الصدوق، ج1، ص74.
[47] الدروس الشرعية في فقه الإمامية‌، الشهيد الأول، ج1، ص124.
[48] مجمع الفائدة والبرهان في شرح إرشاد الأذهان، المحقق المقدّس الأردبيلي، ج1، ص309.
[49] مدارك الأحكام، الموسوي العاملي، السيد محمد، ج2، ص298.
[50] جامع المدارك، الخوانساري، السيد أحمد، ج1، ص203.
[51] المعتبر في شرح المختصر، المحقق الحلي، ج1، ص422.
[52] علامه حلّی، مختلف الشیعه، ج۱، ص۴۶۹، مؤسسه النشر الإسلامی، قم، ۱۴۱۲.
[53] المقنع، الشيخ الصدوق، ج1، ص453.
[54] مجمع البحرين، الطريحي النجفي، فخر الدين، ج3، ص474.
[55] تهذيب الأحكام، شيخ الطائفة، ج1، ص278.
[56] منتهى المطلب - ط الجديدة، العلامة الحلي، ج3، ص214.
[57] المفردات في غريب القران، الراغب الأصفهاني، ج1، ص342.