درس خارج فقه استاد هادی عباسی خراسانی

99/04/28

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

موضوع: مسائل مستحدثه/مسائل کرونا /تبعات فقهی ابتلای دیگران به کرونا

 

1- حدیث اخلاقی

این حدیث شریف از چند امام بزرگوارد در کافی شریف و تحف العقول و دیگر مجامع روایی از حضرت امام صادق علیه السلام آمده است.

الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 1 صفحه : 36

عدة من أصحابنا، عن أحمد بن محمد البرقي، عن إسماعيل بن مهران، عن أبي سعيد القماط، عن الحلبي، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: «قال أمير المؤمنين عليه السلام: ألا أخبركم بالفقيه حق الفقيه؟ من لم يقنط الناس من رحمة الله، ولم يؤمنهم من عذاب الله، ولم يرخص لهم في معاصي الله، ولم يترك القرآن رغبة عنه إلى غيره، ألا لا خير في علم ليس فيه تفهم، ألا لا خير في قراءة ليس فيها تدبر، ألا لا خير في عبادة ليس فيها تفكر».[1]

1) خیری در دانشی که فهم و اندیشه‌ای نباشد، نیست. برای حضرت سلیمان علیه السلام تعبیر فهم دارد در قرآن:

﴿فَفَهَّمْنَاهَا سُلَيْمَانَ﴾[2]

فهم خصوصیتی است برای علم. انسان بر اثر تهذیب و تزکیه نفس به فهم می‌رسد. دانش‌افروزی و دانش‌اندوزی آسان است ولی رسیدن به اندیشه صائب یا همان فهم، سخت است. باید بکوشیم علوممان را به خیر برسانیم. خیر علوم ما در اندیشه ما است. ان شاء‌الله اهل اندیشه باشیم.

2) در قسمت دوم فرمایششان فرمودند خیری در قرائتی که تدبر در آن نباشد نیست. قرائتی نافع است که تدبر در آن باشد. یعنی پشت سر آیات حرکت کردن. آیات در پیش و ما در پس حرکت کنیم. جلوداری آیات هم در اندیشه و هم در انگیزه. هم در علم فهم باشد و هم در عمل معرفت باشد. حضرت امیر علیه السلام به کمیل فرمودند: «ما من حرکة‌ الا و انت محتاج فیه الی معرفة».[3]

﴿أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ﴾[4] در قرآن دو بار آمده است.[5] صرف خواندن و شنیدن نباشد بلکه استماع و انصات هر دو باشد. [6] [7] در آن تفکر و تدبر باشد.

3) در تعبیر سوم فرمودند: الا لا خیر فی عبادة لیس فیها تفکر.

عبادت بستر به حق رسیدن است. کمال عبادت در تفکر و اندیشه در حضرت حق است. تفکر یعنی عبادت ما نورانیتی پیدا کند که تنها در مرحله خم و راست شدن اعمال عبادی نباشد، بلکه با تفکر باشد. تفکری که یک ساعت که یعنی یک لحظه ساعت اصطلاحی نیست. بر سال‌های نوری هم اطلاق می‌شود. «تفکر ساعة خیر من عبادة ستین سنة».[8]

ان شاء‌الله عبادات ما همراه تفکر باشد.

1.1- دعایی برای رفع بلا در ایام کرونا

اجازه دهید در این روز شنبه و آغاز هفته بحث را متیمن کنیم به دعایی که به سندهای معتبر از امام صادق علیه السلام روایت شده است. در کافی شریف و مجامع روایی دیگر هست. از دعاهایی است که حافظ انسان در بلایا است.

الحسين بن محمد، عن أحمد بن إسحاق، عن سعدان، عن داود الرقي، عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال: «لا تدع أن تدعو بهذا الدعاء ثلاث مرات إذا أصبحت وثلاث مرات إذا أمسيت: " اللهم اجعلني في درعك الحصينة التي تجعل فيها من تريد " فإن أبي (عليه السلام) كان يقول: هذا من الدعاء المخزون».[9]

صبح و شب این دعا را سه مرتبه بخوانید:

اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من ترید.

یعنی خدایا حالا که آفات مختلفی همه را در بر گرفته است به خصوص مؤمنین را که البلاء للولاء.[10] ما را در دژی قرار بده که هر کسی را بخواهی در آن قرار می‌دهی.

خیلی از بزرگان توصیه‌شان قرائت این دعای شریفه است. توصیه می‌کنیم همه این دعا را برای غلبه بر کرونا و امثال آن بخوانند.

ان شاء‌الله ملت‌های جهان و امت اسلامی از این بیماری عبور کند.

2- خلاصه بحث گذشته

در مباحث مبتلا به کرونا به بحث بسیار با اهمیتی رسیدیم که بحث تزاحم در احکام و حقوق بود. وقتی ما موضوع را بشناسیم حکم را راحت می‌توانیم تشخیص بدهیم. موضوعات متغیر هستند ولی احکام ثابت هستند.

بحثی داشتیم که مساجد، محافل، حسینیه‌ها و حتی ادارات و کسب و کارها باز باشد یا خیر؟ آیا تکلیف ما تعطیل کردن است یا خیر؟

بحث حج و اربعین را مطرح کردیم که در تزاحم و تنافی مراقبت‌های ویژه، وجوب در تعظیم شعائر مقدم است که حفظ جان است. ولی نگهداری اصل شعائر اولی است بر حفظ جان.

اربعین و حج و حتی زیارت‌های عتبات و امام رضا علیه السلام را در اصل حفظ دین واجب می‌دانیم؛ دولت و ملت در دائر بودنش بکوشند.

در بحث اهم و مهم و آیه شریفه ﴿وَلَا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ﴾[11] و حدیث صحیحه بین فریقین «لا ضرر و لا ضرار»[12] و نیز به دلیل عقلایی و دلیل عقل که محافظت از جان واجب است باید چه کنیم؟

بحث مراقبت‌ها را چه کنیم؟ در مباحث گذشته هم به این نتیجه رسیدیم که مراقبت یک امر واجب است. ترک آن هم از محرمات است به لحاظ حکم تکلیفی. به لحاظ حکم وضعی نیز ضمان دارد.

3- پیامدهای شرعی مبتلا کردن دیگران به کرونا

اگر کسی مبتلا به کرونا است یا مبتلا نیست و سالم است ولی در این جمعیت قرار گیرد آلوده می‌شود، نباید برود. رفتنش حرام و نرفتنش واجب است. آلوده نکردن دیگران واجب و آلوده کردن آنان اگر عمدا باشد، حرام است.

3.1- احکام مبتلا کردن دیگران به صورت عمدی

نتیجه این حرمت این است که اگر کسی به سفر رفت، این سفر سفر معصیت است. در این سفر باید نماز و روزه‌اش را تمام بخواند.

یا اگر امر عبادی بر این کار مترتب باشد، مراقبت‌ها را زیر پا گذاشت و فتوای خودش یا مجتهدش این است که نهی از شیء در عبادات مستلزم فساد است، این نمی‌تواند به نماز جمعه برود. نه تنها استحباب ندارد بلکه حرمت پیدا می‌کند.

این اگر عمدی رفت که نمازهایش دچار مشکل است. اگر فرزندی به سفر برود و پدر مخالفت کند باید نمازش را کامل بخواند، مگر در معصیت خالق. «لا طاعة‌ لمخلوق فی معصیة‌ الخالق».[13]

3.2- احکام مبتلا کردن دیگران به صورت غیر عمدی

ولی اگر غیر عمدی مبتلا بود یا خود را در معرض ابتلا قرار داد چطور؟

اگر عمدی این کار را کرد و تکرار کرد مسقط عدالت است.

چنان که ضمان دارد و تا حد قصاص هم پیش می‌رود. چه با کارد چه با گلوله و چه با سم و چه با ویروس فرقی ندارد.

نه تنها خسارت ریه و مشکلی که رخ داده که باید مخارج علاجیه را هم بدهد. مخارج درمان،‌ مخارج نقص و مخارج از کار افتادگی و هر خسارتی که وارده کرده است.

اگر شخصی که افراد را مبتلا کرد در اثر همین بیماری یا حادثه دیگری مرحوم شد،‌ ورثه او از ما ترک وی باید جبران خسارت کنند. مخارج حکم وضعی را باید بدهند و اصلا مالک نیستند.

4- تفاوت حکم وضعی و تکلیفی در احکام کرونا

در حکم وضعی و حکم تکلیفی یک تفاوتی که وجود دارد این است که در قسمت عمدی ورودش حرام و مراقبتش واجب است. ولی اگر کسی نمی‌داند مبتلا به کرونا است، به لحاظ تکلیفی حدیث رفع او را می‌گیرد و کارش حرام نیست. به دلیل حدیث رفع:

محمد بن علي بن الحسين في (التوحيد والخصال) عن أحمد بن محمد بن يحيى، عن سعد بن عبد الله، عن يعقوب بن يزيد، عن حماد بن عيسى، عن حريز ابن عبد الله، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: «رفع عن أمتي تسعة أشياء: الخطأ، والنسيان، وما أكرهوا عليه، وما لا يعلمون، وما لا يطيقون، وما اضطروا إليه، والحسد، والطيرة، والتفكر في الوسوسة في الخلق " الخلوة خ ل " ما لم ينطقوا بشفة».[14]

ولی اگر همین کسی که نمی‌داند دیگران را مبتلا کرده و جمعی را گرفتار کرده است ولو غیر عمدی، ضمان دارد. چون در حکم وضعی فرقی بین جهل و نسیان و علم نیست.

طبق مبنای ما و مبنای خیلی از فقها یقین به ضرر، ظن به ضرر حتی احتمال ضرر هم منجز است. به دلیل عقلی، دلیل عقلایی و دلیل شرعی.

اگر کسی یقین دارد به ابتلا که بماند، کسی گمان می‌کند یا احتمال بیماری هم می‌دهد باید پرهیز کند.

5- وجوب تولید و استفاده از ماسک

موضوع را پزشکان می‌گویند ولی حکم را ما می‌گوییم. اگر احتمال ابتلا در نزدن ماسک می‌دهیم، ماسک زدن واجب می‌شود. اگر نزنید گرفتار می‌شوید. چه خودمان حامل باشیم چه نباشیم.

در حکم وجوب و حکم حرمت (وجوب مراقبت) فرقی بین عام مجموعی و عام استغراقی نیست. هر دو جزو احتمال است و احتمال منجز است.

همچنین راحت نیست. مشغول الذمه می‌شویم. گاهی یک ریال به ذمه ما می‌آید. گاهی این همه حق. حق الناس تا فرد راضی نشود قابل بخشش نیست.

در ماسک زدن که به قول مقام معظم رهبری دامت برکاته { 1۳۹۹/۰۴/۲۲ بیانات در ارتباط تصویری با نمایندگان یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی} فرمودند:

«من وقتی می‌بینم در تلویزیون نشان می‌دهد که بعضی‌ها عبور می‌کنند و همین چیز ساده، همین ماسک را نمی‌زنند، من از آن پرستار واقعاً خجالت می‌کشم که آنها آن جور دارند فداکاری می‌کنند -آن پزشک، آن پرستار- آن وقت این آدم، جوان یا غیر جوان، حاضر نیست یک ماسک بزند اینها باید انجام بگیرد».[15]

رهبر این گونه است. جانشان به سلامت باد.

این مانند سوراخ کردن کشتی است که حق دیگران را هم در بر می‌گیرد.

گاهی بحث حاکمیت است. گاهی حکومت اصطلاحی دولتی است. گاهی حکومت اصولی است و گاهی اقدمیت مسائل نظام و اسلام است.

برخی امور مباح در این شرایط واجب کفایی و گاهی عینی می‌شود.

در تهران که وضعیت قرمز است. اگر چند کارخانه ماسک‌سازی بیشتر نیست تولید آن واجب می‌شود. کسانی که دست اندرکار هستند باید شرایط تولید را فراهم کنند.

اسلام چقدر دقیق است. هر عیب که هست از مسلمانی ما است. به قول سید جمال الدین اسدآبادی.[16]

6- مزیت موضوع‌شناسی برای فقیه

این را از فیضیه با کمال صراحت عرض می‌کنم که در این جهت همه فقها متحد هستند و هیچ اختلافی ندارند. در کشف موضوع و احراز آن همه هم نظر هستند. صوررت مسأله بر می‌گردد به حکم نه فتوا. اگر مجتهد غیر اعلمی حکمی داد تابعیت لازم است. چرا که در حکم موضوع را هم اداره می‌کند. فقیه گاهی باید موضوع را هم بشناسد.

برخی بزرگان هم در حکم و هم در موضوع نظر می‌دهند ولی برخی فقط احکام. اگر فقیهی موضوع‌شناس بود مزیت است.

در بحث تزاحم باید وارد این بحث شویم که گاهی بحث تزاحم احکام است و گاهی بحث تزاحم حقوق است که دو مقوله است. برخی غیر کارشناسانه حرف زده‌اند و این دو را با هم مخلوط کرده‌اند. در تزاحم احکام بحث حاکمیت و حکومت دینی و غیر دینی و حکومت اصطلاحی اصولی و فقهی موضوعات خاصی به ما می‌دهد. در حقوق مزاحمت‌ها و اهم و مهم کارگشا است.

7- انواع عناوین احکام

ما سه گونه عنوان داریم:

1) در هر مسأله‌ای گاهی به عنوان عناوین اولیه است من جمله کرونا و مباحث آن.

2) گاهی عناین ثانویه است. عناوین ثانویه گاهی حکم اول را کنسل می‌کند و گاهی تحدید می‌کند. این دو با هم فرق دارد.

3)‌ گاهی بحث اضطرار و خوف و حرج و مانند آن است.

باب تزاحم به اسم مزاحمت است ولی در واقع عدم مزاحمت است. تعارض تنافی دو دلیل است. تزاحم تنافی مدلول دو دلیل در مقام امتثال است. گاهی به تزاحم نمی‌رسد. برخی موارد در نظر بدوی متزاحمین هستند ولی وجه جمع دارند. الجمع مهما امکن اولی من الطرح.

در همین کرونا کارشناس می‌گوید حرم و اجتماع و ملاقات تعطیل. از سویی هم در برخی از این موارد، دائر بودن به اصل دین بر می‌گردد که کاری نداریم که جان هم باید برایش فدا کنیم؛ ولی اگر قابل جمع باشد، از کارشناس می‌پرسیم در صورتی که ما ماسک بزنیم و درس بخوانیم اشکالی ندارد؟ اگر بچه‌ای یا ولی‌ای مراقبت نکند چه؟

در مقام تزاحم احکام یا حکمین متزاحمین گاهی وجه جمع دارند. اگر کارشناس بگوید عیبی ندارد با این شرایط می‌شود برگزار کرد.

8- پرسش و پاسخ

برخی بچه‌ها به خاطر عدم رعایت والدین، یاد نگرفته‌اند مراقبت‌های کرونا را انجام دهند. خطر بیماری هم برای خودشان است و هم برای دیگران، اینجا تکلیف چیست؟

اگر ولی رعایت نکرد و بچه رعایت نکرد حکم وضعی و تکلیفی به عهده ولی است. دیه بر عاقله است. اگر بچه شیشه را بشکند چه کسی ضامن است. اولیا باید آموزش بدهند.

9- یک درخواست مهم از رسانه‌ها و صدا و سیما در ایام کرونا

رسانه‌ها و صدا و سیما، مسائل مربوط به کرونا را برای مردم تشریح می‌کنند که تشکر می‌کنیم ولی ما تقاضا داریم این جنبه‌های عبادی را هم توضیح دهند. بحث‌های پزشکی را دارند ولی بحث‌های تکلیفی و فقهی هم لازم است.

ویژه‌نامه فقهی و فقاهتی باید در صدا و سیما گذاشته شود. خبرنگاران این جهت را دقت کنند. برای این قسمت باید کاری شود. مردم متشرع هستند اگر احکامشان بیان شود عمل می‌کنند. نظریات حاکمیتی هم باید بیان شود. درست است که مسأله مستحدثه است ولی توابع فقهی را باید برای مردم بیان کنیم.

10- مباحث جلسه آینده

به تزاحم حقوق نرسیدیم. بحث مهمی است. فردا باید وارد شویم.

حدود 15-20 جلسه در خارج فقه بحث حق را مطرح کردیم ملاحظه بفرمایید. حق چیست؟ مبانی فقها در مسأله اضطرار متعدد است.

امام در رساله لا ضرر آن را حکومتی می‌دانند.[17] باید ببینیم حکم حکومتی چه می‌شود؟ اینکه دولت می‌گوید حکم حکومتی است یا دولتی؟ مباحث حکومتی فراتر از جناح است. ضعف‌های مدیریتی ما را از تکلیف شرعی جدا نمی‌کند.

 


[1] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج1، ص36.
[2] انبیاء/سوره21، آیه79.
[3] سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، القمي، الشيخ عباس، ج5، ص303.
[4] نساء/سوره4، آیه82.
[5] محمد/سوره47، آیه24.
[6] اعراف/سوره7، آیه204.
[7] ﴿وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُون﴾. انصات سکوت برای گوش دادن است
[8] بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء، العلامة المجلسي، ج69، ص293.
[9] الكافي- ط الاسلامية، الشيخ الكليني، ج2، ص534.
[10] ميزان الحكمة، المحمدي الري شهري، الشيخ محمد، ج1، ص520.
[11] بقره/سوره2، آیه195.
[12] سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار، القمي، الشيخ عباس، ج1، ص98.
[13] نهج البلاغة، الدشتي، محمد، ج1، ص342، حکمت 165.
[14] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج11، ص295، أبواب جهاد النفس و ما یناسبه، باب56، ح1، ط الإسلامية.
[15] https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=46045.
[16] پگاه حوزه، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ج70، ص3.
[17] بدائع الدرر في قاعدة نفي الضرر، الخميني، السيد روح الله، ج1، ص113.